اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ضرر غول‌هاي فناوري از انسداد تنگه هرمز

- بخش اول

شوک انسداد تنگه هرمز تريليون‌ها دلار از ارزش غول‌هاي فناوري را تبخير کرد.

ضرر غول‌هاي فناوري از انسداد تنگه هرمز

در اواخر ماه اکتبر سال 2026، بازارهاي مالي ايالات متحده آمريکا و به تبع آن اقتصاد جهاني، شاهد يکي از سهمگين‌ترين ادوار اصلاح و ريزش در تاريخ معاصر بودند.

در اين مقطع زماني، شاخص‌هاي کليدي وال‌استريت، مشخصاً شاخص مبتني بر فناوري نزدک 100 (Nasdaq 100)، در مسيري قرار گرفتند که منجر به تبخير رقمي بالغ بر 1 الي 2 تريليون دلار از ارزش بازار شرکت‌هاي پيشرو شد.

غول‌هاي فناوري که پيش از اين موتور محرک رشد بازار سهام به شمار مي‌رفتند و با اتکا به روايت‌هاي مبتني بر توسعه هوش مصنوعي (AI) ارزش‌گذاري‌هاي نجومي را تجربه کرده بودند، با افت‌هاي دو رقمي در ارزش سهام خود مواجه شدند.

در‌همين بستر زماني، تشديد بي‌سابقه تنش‌هاي ژئوپليتيک در خاورميانه، مشخصاً آغاز درگيري‌ها و بسته شدن عملي تنگه هرمز در پي هدف قرار گرفتن چندين نفتکش، بازارهاي انرژي را در شوک فرو برد.

پرسشي که مطرح مي‌شود، اين است که آيا ريزش سنگين ارزش سهام شرکت‌هاي فناوري صرفاً ناشي از پويايي‌هاي درون‌بخشي و هراس سرمايه‌گذاران از بازدهي سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در هوش مصنوعي بوده است، يا متغيرهاي کلان ژئوپليتيک نظير جنگ و انسداد شريان‌هاي انرژي در منطقه از جمله تنگه هرمز، نقشي کاتاليزوري و تعيين‌کننده در اين فروپاشي ايفا کرده‌اند.

تحليل داده‌هاي بازارهاي مالي، گزارش‌هاي درآمدي شرکت‌ها، شاخص‌هاي اقتصاد کلان و روندهاي انرژي نشان مي‌دهد که اين دو پديده نه به صورت مجزا، بلکه در قالب يک «طوفان کامل» (Perfect Storm) عمل کرده‌اند.

بحران هوش مصنوعي، آسيب‌پذيري ساختاري و جريان‌هاي نقدي منفي را در ترازنامه شرکت‌ها ايجاد کرد و بحران تنگه هرمز با ايجاد شوک تورمي و تغيير در نرخ‌هاي تنزيل، تير خلاص را بر پيکره اين ارزش‌گذاري‌هاي متورم وارد ساخت.

 

کالبدشکافي آسيب‌پذيري دروني: بحران هزينه‌هاي سرمايه‌اي هوش مصنوعي

 

براي درک چگونگي تاثيرگذاري يک بحران ژئوپليتيک در خاورميانه بر شرکت‌هاي فناوري در سيليکون‌ولي، ابتدا بايد بستر آسيب‌پذير اين شرکت‌ها در پاييز 2026 را تحليل کرد. روايتي که تا پيش از اين مقطع بر بازار حاکم بود، ضرورت سرمايه‌گذاري بي‌حد و حصر در زيرساخت‌هاي هوش مصنوعي مولد (Generative AI) براي حفظ مزيت رقابتي بود. با اين حال، با انتشار گزارش‌هاي مالي سه‌ماهه سوم، اين روايت به هراسي فراگير از يک حباب سرمايه‌گذاري تبديل شد.

 

تغيير پارادايم از رشد به بازدهي سرمايه

 

شرکت‌هاي فناوري در حال تخصيص مبالغي بي‌سابقه به احداث مراکز داده (Data Centers)، خريد پردازنده‌هاي گرافيکي پيشرفته (GPUs) و توسعه زيرساخت‌هاي رايانش ابري بودند و هستند. براساس برآوردهاي کلان نهادهاي مالي نظير جي‌پي مورگان (J.P. Morgan)، انتظار مي‌رود مجموع هزينه‌هاي سرمايه‌اي جهاني در حوزه هوش مصنوعي تا پايان دهه جاري ميلادي به 5.5 تريليون دلار برسد.

تنها براي سال 2026، اين رقم در سطح جهاني بالغ بر 900 ميليارد دلار برآورد شده است و پيش‌بيني‌هاي موسسه رتبه‌بندي موديز (Moody›s) حاکي از آن است که تنها هزينه‌هاي سرمايه‌اي ارائه‌دهندگان خدمات ابري (Hyperscalers) در سال 2027 به مرز 1 تريليون دلار نزديک خواهد شد.

اين حجم از خروج سرمايه، توجه وال‌استريت را از «رشد درآمد» به «جريان نقد آزاد» (Free Cash Flow) معطوف کرد. سرمايه‌گذاران نهادي با اين واقعيت مواجه شدند که درآمدهاي حاصل از هوش مصنوعي نتوانسته است همپاي هزينه‌هاي سرسام‌آور آن رشد کند و اين امر ترازنامه شرکت‌هاي بزرگ را به شدت تحت فشار قرار داده است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد که مديران دارايي به دليل شيب تند استهلاک و خطر منسوخ شدن سريع تراشه‌هاي هوش مصنوعي، از پذيرش اين سخت‌افزارها به عنوان وثيقه معتبر براي تامين مالي پروژه‌ها امتناع مي‌ورزند.

 

بحران در شرکت‌هاي پيشرو و فروپاشي ارزش‌گذاري‌ها

 

بررسي دقيق داده‌هاي شرکت‌هاي بزرگ موسوم به هفت شگفت‌انگيز و ساير بازيگران کليدي، ابعاد اين بحران دروني را روشن‌تر مي‌سازد. در اواخر اکتبر، اين شرکت‌ها با انتشار گزارش‌هاي مالي خود، موجي از فشار فروش را در بازار رقم زدند که در نهايت منجر به ريزش‌هاي تاريخيشد.

آلفابت (شرکت مادر گوگل):يکي از سنگين‌ترين سقوط‌ها متعلق به شرکت آلفابت بود که در پي انتشار نتايج مالي خود، شاهد افت 12.64 الي 13 درصدي ارزش سهام خود بود؛ رويدادي که به تنهايي حدود 475 ميليارد دلار از ارزش بازار اين شرکت را از ميان برد. اگرچه درآمد خدمات ابري گوگل با رشدي خيره‌کننده (103 درصد) به 30.7 ميليارد دلار رسيد، اما موتور اصلي خلق ثروت اين شرکت، يعني درآمدهاي تبليغاتي بخش جستجو، با ثبت 63.35 ميليارد دلار نتوانست انتظارات 65 ميليارد دلاري تحليلگران را برآورده سازد.

هزينه‌هاي سرمايه‌اي اين شرکت تنها در سه‌ماهه سوم به 51.4 ميليارد دلار رسيد (در مقايسه با 91.4 ميليارد دلار براي کل سال 2025) که اين امر منجر به ثبت جريان نقد آزاد منفي 9.1 ميليارد دلاري شد. علاوه بر ارقام مالي، هراس ساختاري از اينکه هوش مصنوعي بتواند مدل کسب‌وکار موتورهاي جستجوي سنتي را منسوخ کند، فشار مضاعفي بر سهام اين شرکت وارد آورد.

اينتل (Intel):شرکت اينتل، نماد صنعت تراشه‌سازي آمريکا، روزهاي به مراتب تاريک‌تري را تجربه کرد. سهام اين شرکت در يک روز معاملاتي بين 28.58 تا 29 درصد سقوط کرد که بدترين عملکرد روزانه آن از دهه 1970 تاکنون به شمار مي‌رود.

اين فروپاشي منجر به از بين رفتن نزديک به 140 ميليارد دلار از ارزش بازار اين شرکت شد. ريشه اين بحران در گزارش چشم‌انداز سه‌ماهه چهارم نهفته بود؛ جايي‌که اينتل پيش‌بيني کرد درآمدهايش بين 15 تا 16 ميليارد دلار (بسيار پايين‌تر از انتظار 17.1 ميليارد دلاري بازار) و سود تعديل‌شده هر سهم تنها 25 سنت خواهد بود.

ناتواني اين شرکت در جذب مشتريان خارجي براي کارخانه‌هاي ريخته‌گري (Foundry) و پيش‌بيني جريان نقدينگي منفي براي کل سال، سرمايه‌گذاران را به اين نتيجه رساند که اينتل رقابت در عصر هوش مصنوعي را واگذار کرده است.

آمازون و متا:آمازون نيز از گزند اين بحران در امان نماند. سهام اين شرکت در پي اعلام چشم‌انداز هزينه‌هاي سرمايه‌اي بالغ بر 220 ميليارد دلار براي سال 2026 و ثبت جريان نقدي آزاد منفي 42.4 ميليارد دلار (در 12 ماهه منتهي به گزارش)، با افت مواجه شد. متا (مادر فيس‌بوک و اينستاگرام) علي‌رغم ثبت درآمد 64.6 ميليارد دلاري که فراتر از پيش‌بيني‌ها بود، به دليل پيشي گرفتن هزينه‌هاي احداث ديتاسنترها از جريان نقدي، شاهد افت 7 درصدي ارزش سهام خود بود.

متا براي نخستين بار در يک دهه گذشته با خروج خالص نقدينگي مواجه شد و براي تامين مالي برنامه‌هاي توسعه 95 ميليارد دلاري خود، ناچار به معرفي کلاس جديدي از سهام (کلاس C بدون حق راي) شد.

 

پيامدهاي ثانويه در زنجيره تامين فناوري و صنايع نيمه‌رسانا

 

اين فشار فروش به غول‌هاي نرم‌افزاري محدود نماند و کل زنجيره تامين سخت‌افزار را درگير کرد. شاخص صنعت نيمه‌رساناها با ريزشي 7.2 درصدي مواجه شد و در يک بازه کوتاه، بالغ بر 1.64 تريليون دلار از ارزش شرکت‌هاي اين حوزه کاسته شد.

سهام انويديا (Nvidia) به عنوان سردمدار تراشه‌هاي هوش مصنوعي با بيش از 4 درصد افت مواجه شد، اي‌ام‌دي (AMD) نزديک به 11 درصد ريزش کرد و شرکت‌هايي نظير کوالکام (Qualcomm) و برودکام (Broadcom) نيز به ترتيب بيش از 11 و 5 درصد از ارزش خود را از دست دادند. سرور‌سازان عمده از جمله دل (Dell) و اچ‌پي (HP) نيز با ريزش‌هاي حدوداً 10 درصدي، عمق بحران در بخش سخت‌افزار را به نمايش گذاشتند.

 

شوک ژئوپليتيک: انسداد تنگه هرمز و بحران بازار انرژي

 

در حالي که ترازنامه شرکت‌هاي فناوري به دليل خروج سنگين نقدينگي در ضعيف‌ترين و شکننده‌ترين حالت خود قرار داشت، وقوع يک شوک خارجي عظيم، اميدواري‌ها براي عبور نرم از اين بحران را به ياس تبديل کرد. اين شوک خارجي، تشديد تنش‌ها ميان ايالات متحده و ايران و بسته شدن عملي تنگه هرمز بود.

تنگه هرمز به عنوان يک گلوگاه استراتژيک، مسير ترانزيت روزانه حدود 20 درصد از نفت خام مصرفي جهان است و اختلال در آن، پيامدهاي فوري و ويرانگري بر اقتصاد جهاني دارد.

بر اساس گزارش‌هاي منتشر شده در جريان اين بحران، اخيراً مقامات کشورمان اعلام کردند که دست‌کم چهار نفتکش غول‌پيکر در آب‌هاي اين تنگه با مين‌هاي دريايي برخورد کرده‌اند. اين رويداد فيزيکي، عملاً به معناي انسداد شريان اصلي انرژي جهان بود و بازتاب آن در بازارهاي کالا به شکل يک پرش قيمتي شديد نمايان شد.

بهاي نفت خام برنت (Brent) که شاخص اصلي قيمت‌گذاري در بازار جهاني است، با جهشي خيره‌کننده مرزهاي مقاومت را در‌هم شکست و به سطوح 110، 115.37 و حتي 116 دلار در هر بشکه رسيد. نفت خام وست تگزاس اينترمديت (WTI) نيز از مرز 101 دلار عبور کرد. اين جهش قيمتي، فراتر از نوسانات عادي عرضه و تقاضا، نشان‌دهنده اعمال يک «صرف ريسک ژئوپليتيک پايدار» (Durable Geopolitical Risk Premium) در قيمت‌گذاري حامل‌هاي انرژي بود.

علاوه بر نفت خام، تنگه هرمز مسير اصلي انتقال گاز طبيعي مايع (LNG) و مواد اوليه پتروشيمي است. اختلال در اين آبراه، بحران انرژي را به يک شوک زنجيره تامين براي صنايع فلزي (نظير آلومينيوم) و پلاستيک‌هاي صنعتي که به شدت به حامل‌هاي انرژي وابسته‌اند، تبديل کرد.

ادامه دارد

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.