اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

شکست شوروي در نفوذ به آذربايجان ايران و تاثير انقلاب اسلامي بر مسلمانان قفقاز (6)

* استاد جلال محمدي، کارشناس ارشد فرهنگي

19:40
شکست شوروي در نفوذ به آذربايجان ايران و تاثير انقلاب اسلامي بر مسلمانان قفقاز (6)

پس از فروپاشي شوروي، برخي مقامات وقت نخجوان و باکو که گويي از واقعة سرازير شدن اهالي نخجوان به سوي مرزهاي ايران در دي ماه 1368 به شدت بيمناک شده بودند و از ثبت اين واقعه در تاريخ به عنوان سندي محکم و درخشان از گرايش مردم جمهوري آذربايجان به ايران کراهت داشتند، به جاي اينکه اين واقعه را به عنوان رويدادي از همبستگي و همدلي جمهوري آذربايجان و ايران اسلامي روايت کنند، با الگوگيري از مکتب تاريخ‌نگاري شوروي که در آن وقايع تاريخي به شکل حيرت‌آوري به سود اميال سياسي حاکمان تحريف و روايت مي‌شد، رويداد حرکت اهالي نخجوان به سوي مرزهاي ايران و سر دادن شعارهاي الله‌اکبر و لااله‌الاالله توسط آنها را در پوشش عنوان «روز همبستگي آذري‌هاي جهان!» پنهان ساختند.

اگر بتوان نام و عنواني برگرفته از واقعيت تاريخي يعني روزهاي حرکت مشاقانة اهالي نخجوان به سوي مرزهاي ايران انتخاب کرد، آن نام و عنوان چيزي جز «روز همبستگي جمهوري آذربايجان و ايران» نيست.

مرحوم آيت‌الله هاشمي رفسنجاني نيز در خاطرات روزانة خود بر«ابراز همبستگي مردم جمهوري آذربايجان با ايران» تاکيد کرده است. استفاده از واژة «همبستگي» در تبيين چگونگي روابط آذري‌هاي قفقاز با ايران، توسط مرحوم هاشمي قابل تامل است.

هاشمي رفسنجاني که در جايگاه رئيس جمهور وقت ايران از بسياري از وقايع پيدا و پنهان مربوط به شوروي و به ويژه آذربايجان شوروي و ساير مناطق هم‌مرز شوروي با ايران آگاه بود، در مقدمة کتاب «سازندگي و شکوفايي» (خاطرات 1370) به صراحت از ابراز علني «همبستگي مردم جمهوري آذربايجان با ايران» خبر داده و دربارة جمهوري‌هاي نوپديد شوروي نوشته است: «پس از آغاز فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، توجه جمهوري‌هاي رو به استقلال به جمهوري اسلامي ايران جذب شد. ما هم به جمهوري‌هاي مسلمان‌نشين، با سفرها و ارتباطات، توجه ويژه نشان داديم.

مردم جمهوري آذربايجان، علناً با ايران ابراز همبستگي مي‌کردند و در دوران تلاش براي استقلال، دو سوي رود مرزي ارس، شاهد حضور ايرانيان و آذري‌ها به‌ طور روزانه و مبادلة شعارها و پيام برادري اسلامي بود. به‌خصوص در سفر من به باکو در سال 1369و استقبال کم‌نظير مردم، قبل از استقلال، عکس‌ها و فيلم‌ها مبادله مي‌شد. در جمهوري‌هاي ترکمنستان، ازبکستان، قرقيزستان، قزاقستان و تاجيکستان نيز به تدريج اين جاذبه‌ها خودنمايي مي‌کرد.

اين جمهوري‌ها، پس از استقلال به کمک‌هاي ايران چشم اميد داشتند و ما هم دريغ نمي‌کرديم. وزارت امور خارجة ايران، تلاش چشمگيري براي ايجاد روابط سياسي و فرهنگي و به‌خصوص ارتباطات ديني مي‌کرد که مردم تشنة آن بودند. در ايران، شوراي عالي رسيدگي به اين جمهوري‌ها شکل گرفت و جلسات آن به‌طور منظم برگزار مي‌شد و خود من هم شرکت مي‌کردم.

در تأمين نيازهاي ضروري آنها و سفرهاي دوستانه، به‌خصوص پس از به رسميت شناختن اين کشورها کوتاهي نمي‌کرديم. سران اين کشورها بدون استثنا، ايران را پناه خود مي‌خواندند و گاهي با تعبير خانة دوم ياد مي‌کردند. حتي وقتي که در آذربايجان، مشکل جنگ با ارامنه پيش آمد، آقاي [حيدر]علي‌اف، رييس‌جمهور در يک جلسة رسمي با حضور مقامات دولت، به من صريحاً گفت: «شهرهاي آذربايجان را از خود بدانيد و براي حفظ آنها کمک کنيد.»

جالب اينکه در زلزلة وسيع و شديد گيلان، قزوين و زنجان، کاروان‌هاي کمک مردم [جمهوري] آذربايجان به زلزله‌زدگان، شبيه کمک‌هاي استان‌هاي معين خودمان بود. درخواست اتصال راه‌آهن ايران به جمهوري‌هاي آسياي ميانه، در صدر خواسته‌هايشان بود که ما هم اين خواسته را عملي کرديم و هنگام افتتاح آن همة رؤساي اين جمهوري‌ها به ايران آمدند و از مشهد سوار قطار ويژة تشريفاتي ايران شدند و با هم براي افتتاح به سرخس رفتيم که يک همايش و جشن تاريخي بود...

گاهي بعضي از آنها، تلفني از من مي‌خواستند که براي جلوگيري از قحطي برايشان آرد بفرستيم و ما هم بي‌درنگ ارسال مي‌کرديم.»

گرايش جمهوري‌هاي مسلمان شوروي به ايران با پيروزي انقلاب اسلامي آغاز شده بود. انقلاب اسلامي، ايران را به عنوان يک قطب و کانون جديد در جهان اسلام مطرح کرده بود و طبيعي بود که نگاه مسلمان‌ها به ويژه مسلمانان شوروي به سوي ايران معطوف شود. پس از فروپاشي شوروي نيز، به رغم اينکه سران حاکم بر کشورهاي مسلمان همان کمونيست‌هاي ديروز بودند، نگاه به سمت ايران داشتند. آنها در بحران‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي ناشي از فروپاشي شوروي دست و پا مي‌زدند و نياز به کمک داشتند. آنها مي‌دانستند که در آن وضعيت، اين فقط ايران است که به دليل ماهيت حکومت و تفکر ملي خود از ياري آنها دريغ نخواهد کرد. براي مثال؛ جمهوري آذربايجان در تبعات ناشي از فروپاشي شوروي، دچار وضعيت فلاکت‌باري شده بود که مردم عادي چه بسا حتي براي تامين غذا نيز دچار سختي بودند. در اين وضعيت جنگ نيز از سوي ارامنه بر آنها تحميل شده بود.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.