* استاد جلال محمدي، کارشناس ارشد فرهنگي
مجموعة نوپاي حسينيون که با تدبير سردار قاسم سليماني، فرمانده وقت نيروي قدس سامان گرفته بود، در نگاه نخست حاکي از گسترش جغرافياي جبهة مقاومت به سمت قفقاز بود. بديهي است که اين موضوع با حساسيت و نگراني دولت جمهوري آذربايجان مواجه شده بود. اين حساسيت و نگراني تا حدي قابل درک و البته قابل رفع بود. نميتوان تصور کرد که سردار سليماني، با چنان سابقه و تجربه در تعامل با گروههاي مقاومت و دولتها و قوت تدبير در اين باره، پيامدهاي احتمالي تشکيل حسينيون را از سوي دولت باکو پيشبيني نکرده باشد.
حداقل ميتوان گفت که بيترديد سردار سليماني، منافع تشکيل چنين گروهي را براي جبهة مقاومت، مردم جمهوري آذربايجان و ايران اسلامي افزونتر از پيامدهاي احتمالي سياسي آن ميدانست، پيامدهايي که ميتوانست در فضاي همسايگي تهران- باکو با گفتگوهاي طرفين حل شود.
دولت باکو در مواجه با پديدة حسينيون آذربايجان، از يک سو تلاش کرد تا در رفتار ديپلماتيک با ايران و نيز در افکار عمومي جمهوري آذربايجان، نگراني و حساسيت خود را بسيار بزرگتر و درشتتر از واقعيت نشان دهد. زيرا ميدانست که گروههاي مشابه حسينيون، مثلا از شيعيان پاکستاني و افغانستاني، هرگز با دولتهاي خود کوچکترين تنشي نداشتهاند. اساسا فلسفة تشکيل حسينيون، مواجهه با دولت باکو نبود. ماموريت حسينينون، نبرد با جريان تکفير و تروريسم در سوريه بر اساس آرمانهاي اسلامي بود.
از سوي ديگر، دولت باکو بر پاية همان نگراني و حساسيتِ درشتنمايي شده، اقدامات ديپلماتيک و امنيتي را براي دستگيري و انتقال اعضاي حسينيون به آذربايجان به کار بست و حتي الهام علياف رئيس جمهور آذربايجان در گفتگو با رسانهها از ارائة فهرست اسامي بيست نفر به رئيس جمهور وقت ايران (حسن روحاني) براي استرداد آنها به جمهوري آذربايجان خبر داد.
فعاليتهاي دولت باکو در مسير استرداد اعضاي حسينيون در ايران بيتاثير نبوده، اگر چه به نتيجة دلخواه آن دولت منجر نشده است. زيرا اين بديهيترين وظيفة جمهوري اسلامي است که نيروهاي حسينيون و هر مجموعة مقاومت مانند حسينيون را که فداکارانه در ميدان جنگ با تروريسم وحشي و دشمنان مسلمين بهويژه شيعيان، حاضر شده بودند و در صورت بازگشت به کشور خود با زندانهاي طولاني مدت و شکنجهها و زجرها روبهرو ميشوند، مورد حمايت و قدرداني و تکريم قرار دهد و زمينة تداوم زندگي عادي و شرافتمندانه را براي آنها فراهم آورد.
طي چند سال اخير، دولت باکو و برخي عناصر تلاش کردهاند، حسينيون را به عنوان «مزاحم و مشکل و حتي مشکل اصلي! در روابط ايران و جمهوري آذربايجان» معرفي کرده و اين فکر را به مجموعههاي تصميمگير و خواص در ايران القا کنند که گويي اگر مسئلة حسينيون مطابق ميل باکو حل شود، مشکلات در مسير روابط تهران - باکو از بين خواهد رفت!
يکي از شگردهاي شناخته شدة دولت باکو اين است که هر شخص، رسانه و هر اقدامي را که به نفع ايران و انقلاب اسلامي و به ضرر خود ارزيابي کند، آن را در عرصههاي سياست، رسانه، گفتگوهاي شخصي مقامات دو طرف، گفتگوهاي امنيتي و... در پوشش «تخريب کنندة روابط مشترک!» معرفي، و اين موضع را مدام تکرار، و تلاش ميکند تا به تدريج آن فکر نادرست و فريبکارانه را در فضاي سياسي داخل جمهوري آذربايجان يا طرف مقابل نهادينه کرده و پروبال بدهد!
از سوي ديگر، پروندهسازي يا «ديوسازي» از چهرة نوراني مجاهدان مقاومت نيز توسط رسانههاي دولت باکو ادامه مييابد. متهم کردن مدافعان حرم و رزمندگان مقاومت به تروريسم از نخنما شدهترين شگردهاي تبليغاتي و سياسي براي ترسيم تصويري نفرتانگيز از چهرة نوراني آنهاست. چنان که آمريکا اين کار را دربارة گروههاي مقاومت ضدّ اشغالگري و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام ميدهد. در واقع، اقدام باکو در تروريستي ناميدن حسينيون بر اساس همان الگوي آمريکاست.
معرفي اعضاي حسينيون به عنوان برانداز يا تروريست به شيوههاي مختلف انجام ميشود. مثلا بدون اشاره به نحوة برخورد ظالمانه و سرکوبگرانة دولت باکو با جريان شيعي به ويژه با جوانان حسيني در آن کشور که عدهاي از آنها توسط دولت باکو به شهادت نيز رسيدهاند و عدهاي همچنان در زندانهاي دولت باکو و در شرايط غيرانساني قرار دارند، و بدون اشاره به رفتار ظالمانة ائلمار ولياف، فرماندار پيشين گنجه با مردم و انتشار خبر اهانت وي به حضرت سيدالشهدا (سلامالله عليه)، موضوع سوءقصد به وي را به حسينيون نسبت داده و برشي از خبر را با جهتگيري خاص منتشر ميکنند: «کسي که فرماندار گنجه را ترور (مضروب) کرده است، عضو تشکيلات حسينيون است. اين تشکيلات، يک تشکيلات تروريستي است که توسط ايران ايجاد شده است!»
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.