اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

شمشير دولبه «اضطراب اجتماعي» در فرآيند يادگيري

پژوهشگران در يک بررسي علمي تازه به بررسي نحوه کارکرد مغز در زمان يادگيري و مواجهه با موقعيت‌هاي اجتماعي پرداخته‌اند تا مشخص شود احساس اضطراب و نگراني در تعاملات روزمره چگونه فرآيند آموزش و تمرکز افراد را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

شمشير دولبه «اضطراب اجتماعي» در فرآيند يادگيري

به گزارش ايسنا، اضطراب اجتماعي حالتي است که در آن فرد هنگام حضور در جمع، روبه‌رو شدن با ديگران يا قرار گرفتن زير نگاه اطرافيان دچار نگراني و دلهره شديد مي‌شود. افرادي که با اين چالش دست‌وپنجه نرم مي‌کنند، معمولاً نسبت به پيامدها و اتفاقات ناخوشايند حساسيت بسيار بيشتري از خود نشان مي‌دهند. همين حساسيت بالا و ترس از قضاوت شدن باعث مي‌شود که اين افراد تا حد ممکن از قرار گرفتن در محيط‌هاي اجتماعي دوري کنند. درک دلايل اين موضوع براي جامعه اهميت زيادي دارد، زيرا اين احساس تنها يک ويژگي رفتاري ساده نيست، بلکه مي‌تواند شيوه پردازش اطلاعات و عملکرد شناختي فرد را در زندگي شخصي، تحصيلي و شغلي دگرگون سازد.

شناخت نحوه واکنش مغز در چنين شرايطي ضرورت فراواني دارد، زيرا پژوهش‌هاي گذشته نشان داده بودند که اين سوگيري و حساسيت در يادگيري با الگوهاي فعاليتي بخش‌هاي مشخصي از مغز پيوند خورده است. با اين حال، هنوز روشن نبود که چگونه بخش‌هاي گوناگون مغز با يکديگر هماهنگ مي‌شوند تا رفتارهاي يادگيري را در افرادي با شدت‌هاي مختلف اضطراب هدايت کنند. بررسي دقيق اين ارتباطات به متخصصان و عموم مردم کمک مي‌کند تا دريابند استرس و نگراني ناشي از نگاه ديگران چگونه مي‌تواند بازدهي ذهني را کم يا زياد کند و چه مکانيزم‌هايي در درون دستگاه عصبي اين تغييرات را رقم مي‌زنند.

در همين راستا، پژوهشگراني از دانشگاه ليدن هلند، مطالعه‌اي علمي را براي بررسي پايه‌هاي عصبي رفتارهاي مرتبط با اضطراب اجتماعي به انجام رساندند تا با نگاهي ساده و دقيق، سازوکار ارتباط ميان بخش‌هاي مختلف مغز و چگونگي هماهنگ‌سازي رفتارهاي يادگيري را در افراد داراي درجات مختلف اضطراب اجتماعي مشخص کنند.

روش کار دانشمندان فوق به اين صورت بود که 146 نفر را با سطوح متفاوتي از اضطراب اجتماعي گرد هم آوردند. از اين شرکت‌کنندگان خواسته شد تا تکاليف و فعاليت‌هاي آموزشي را در دو حالت متفاوت انجام دهند؛ حالتي که در آن به صورت کاملاً تنها مشغول به کار بودند و حالتي که کار را در حضور ديگران و تحت نگاه و موشکافي اطرافيان انجام مي‌دادند. در طول انجام اين آزمون‌ها که ميزان دشواري آن‌ها نيز متغير بود، دانشمندان فعاليت الکتريکي و مغزي شرکت‌کنندگان را با دقت پايش و ثبت کردند تا نحوه واکنش ذهن آن‌ها را بسنجند.

يافته‌هاي به دست آمده نشان دادند که در مغز افراد با اضطراب اجتماعي بالاتر، ارتباط و تبادل پيام ميان بخش‌هاي گوناگون مغز به شکل چشمگيري افزايش مي‌يابد و اين تبادلات نسبت به شرايط محيطي يادگيري بسيار حساس است. زماني که تکاليف محول‌شده ساده بودند و نياز به پردازش‌هاي پيچيده نداشتند، اين ارتباط تقويت‌شده ميان بخش‌هاي مغز به عنوان يک عامل کمکي عمل کرد و سبب شد تا اين افراد عملکرد آموزشي بهتري از خود نشان دهند و آموختن برايشان راحت‌تر شود.

اما با افزايش پيچيدگي و دشواري تکاليف، نتيجه کاملاً تغيير کرد. بررسي‌ها نشان دادند هنگامي که نيازها و تقاضاهاي فرآيند يادگيري بالا رفت، همان ارتباطات عصبي گسترده و قوي به مانعي براي پيشرفت تبديل شد و کارايي و عملکرد افراد داراي اضطراب اجتماعي بالا را در يادگيري تکاليف سنگين کاهش داد. به بيان ساده، آنچه در شرايط آسان به مغز کمک مي‌کرد، در مواجهه با چالش‌هاي بزرگ‌تر و سخت‌تر به عاملي بازدارنده تبديل شد.

اين نتايج بيانگر آن هستند که اضطراب اجتماعي مي‌تواند با حساسيت شديدي نسبت به بستر و محيط اجتماعي در طول فرآيند يادگيري همراه باشد. اين حساسيت بالا در مواقعي که يک فعاليت آموزشي نسبتاً آسان است به عنوان يک نقطه قوت عمل مي‌کند، اما به محض آنکه پيچيدگي کار بالا مي‌رود به يک نقص تبديل شده و مي‌تواند هماهنگي صحيح و همکاري مؤثر ميان بخش‌هاي مختلف مغز را بر هم بزند.

اين يافته‌هاي پژوهشي معتبر که توسط «انجمن علوم اعصاب» (Society for Neuroscience) منتشر شده‌اند، چشم‌انداز تازه‌اي را درباره نحوه مديريت توانمندي‌هاي ذهني و چگونگي اثرگذاري احساسات بر فرآيندهاي شناختي در برابر ديدگان دانشمندان و عموم علاقه‌مندان قرار مي‌دهند.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.