شعر از سيدعليرضا شفيعي
تو آن رازي که تا روز جزا افشا نخواهد شد
شب قدري تو! هرگز مثل تو پيدا نخواهد شد
نه آسيه، نه حوا و نه مريم، تا قيامت هم،
کسي همرتبة صديقة کبري نخواهد شد
تو را کوثر لقب داده خدا؛ خير کثيري تو
به غير از تو کسي تأويل أعطينا نخواهد شد
فقيران و يتيمان و اسيران يکصدا گفتند:
رقيب دست بخشايشگرت دريا نخواهد شد
نه خورشيد و نه مهتاب و نه فانوس و نه آيينه
زمين روشن بدون زهرة زهرا نخواهد شد...
«بحق فاطمه» گفتيم بعد از ذکر «يا فاطر»
که «يا فاطر» بدون «فاطمه» معنا نخواهد شد
خداوند آفريد او را براي تو که ميدانست
کسي غير از علي با فاطمه همتا نخواهد شد...
علي که نام او رمز ورود در سماوات است
بدون نام او درهاي جنت وا نخواهد شد
دم من حيدر است و بازدم زهراست در هر دم
بدون عشقشان امروزِ من فردا نخواهد شد
به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشي اين است
که هر کس عاشق اين دو شود تنها نخواهد شد
زماني که همه لالاند در محشر، زبان ما
به جز با ذکر زهرا و علي گويا نخواهد شد...
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.