پيريزي حوزه علميه تهران از زمان پايتخت شدن تهران و از دوران پادشاهي آقا محمدخان قاجار آغار گرديد. حوزه تهران را بايد حلقه واسط ميان حوزههاي بزرگ و اصلي آن عصر مانند نجف ، کربلا ، اصفهان و نيز حوزههاي فرعي شهرستانهاي ايران دانست.
مطالعه زندگي علماي تهران نشان ميدهد که بسياري از طالبان علوم حوزوي که بدين حوزه ميآمدند، پس از گذراندن مقدمات يا سطح، براي تحصيلات عالي به عتبات عراق يا اصفهان ميرفتند و در آنجا به درجه اجتهاد ميرسيدند.
سپس از ميان آنان، شماري در اصفهان يا عتبات ماندگار ميشدند، عدهاي به زادگاهشان برميگشتند و گروهي ديگر به تهران ميآمدند و در آنجا به تدريس در سطوح عالي اشتغال ميورزيدند و احياناً در جايگاه مرجع و رياست عامه مسلمانان ايفاي وظيفه ميکردند.
حوزه تهران در گذشته ، حلقه واسط ميان ديگر حوزهها مانند نجف و کربلا و اصفهان و حوزههاي ديگر شهرستانهاي ايران بودهاست. آيات محمد حسن آشتياني ، ملًا علي کني ، شيخ فضل الله نوري ،محمد تقي آملي ، محمد علي شاه آبادي ، سيد احمد خوانساري ، مهدي الهي قمشه اي ، و ابو الحسن شعراني ، ديگر علماي مشهور حوزه علميه تهران بودهاند. مطالعه زندگي علماي تهران نشان ميدهد که از طالبان علوم حوزوي که بدين حوزه ميآمدند، برخي به تدريس در سطوح عالي اشتغال ميورزيدند و احياناً در جايگاه مرجع و رياست عامه مسلمانان انجام وظيفه ميکردند.
پس از آنکه آقا محمد خان قاجار در سال 1200 قمري تهران را به پايتختي ايران برگزيد و پس از گسترش شهر از زمان فتحعلي شاه از 1212 تا 1250 شمسي به اين سو، مدارس و نيز مساجد فراواني در اين شهر بنا گرديد.
در پيگيري سياست توسعه تهران، در دوره محمد شاه و به ويژه با صدارت حاجي ميرزا آقاسي ، فضلاي حوزههاي ديگر، براي رونق تهران به مهاجرت به اين شهر تشويق شدند. بدين ترتيب با روي آوردن علما و طلاب علوم ديني به تهران، که در مجاورت شهر مذهبي ري ، آرامگاه حضرت عبد العظيم حسني قرار دارد حوزه علمي بزرگي در پايتخت جديد ايران پي افکنده شد که به سرعت پيشرفت کرد.
تداوم مدرسهسازي در سرتاسر دوره قاجار در اين شهر و نيز جمعيت روزافزون طلاب تهران گواه اين پيشرفت است. بنا بر يک گزارش آماري، در دوره ناصر الدين شاه قاجار از 1264 تا 1313 شمسي 47 باب مسجد، که بسياري از آنها مدرسه نيز داشتهاند، 35 باب مدرسه و 1436 طلبه به ثبت رسيدهاست. دوره مظفرالدين شاه از 1313 تا 1324 شمسي، انجمن طلاب مشروطهخواه، که از تشکلهاي حوزوي بود، بيش از هزار عضو داشت.
در آن دوره، اهميت حوزه تهران، بيش از حوزه قم بود و طلاب علوم ديني از بسياري از شهرهاي ايران براي تحصيل به تهران ميآمدند.
از اسم نسبت بسياري از علماي مقيم تهران در عهد ناصري آشکارا پيداست که اغلب آنان از شهرهاي مختلف ايران به تهران آمده بودند.
از آن دوره، حوزه تهران يکي از مهمترين حوزههاي علميه ايران شد، و طلاب علوم ديني از بسياري از شهرهاي ايران براي تحصيل به تهران ميآمدند.
ادبيات عرب و ادبيات فارسي ، فقه و اصول فقه ، فلسفه و عرفان ، تفسير قرآن و ديگر دانشهاي کاربردي چون طبً و رياضيات و نجوم از علومي بودند که در حوزه علميه تهران تدريس مي گرديد.
حوزه علميه تهران در مسائل سياسي همچون نهضت تنباکو ، جنبش مشروطه خواهي ، مخالفت با اقدامات رضا شاه ، نهضت ملًي شدن نفت ، قيام پانزده خرداد و انقلاب اسلامي ايران نيز فعال بود.
تدريس علوم ديني، صرف نظر از مواردي که در منازل علماء صورت ميپذيرفت، عموماً در مدارسي بود که به همين منظور ساخته شده بودند.
اين مدارس به مدارس پيش از دوره قاجار، دوره قاجار تا آغاز سلطنت ناصرالدين شاه (1264)، دوره پنجاه ساله ناصري و مدارس پس از اين دوره تقسيم ميشود؛
در ميان مدرسههاي پيش از عصر قاجاري دو مدرسه مشهورند: يکي مدرسه حکيم هاشم و ديگري مدرسه رضائيه، هر دو متعلق به قرن دوازدهم قابل اشاره مي باشند.
شخصي به نام حکيم هاشم در اواخر دوره صفوي ، مدرسه حکيم هاشم را بنا نهاد و در دوره قاجار، مادر ناصرالدين شاه، مهد عليا (متوفي 1290) به تعمير آن همت گماشت که از همينرو به مدرسه مادر شاه نيز شهرت يافت. اين مدرسه هم اکنون هنوز در برابر سبزه ميدان تهران و در کوچه اي بنام تکيه دولت واقع گرديده و اخيرا به زيبايي و با همان سبک کهن خود ترميم شده است و محل تحصيل و اقامت طلاب مي باشد.
در گردهمايي که در رمضان سال 1401 شمسي در اين مدسه زيبا صورت گرفت و شرف حضور داشتم ، موفق به ديدن وقف نامه اين مدرسه که از سوي مرحوم حکيم هاشم نگاشته شده بود گرديده و زيبايي انشاء وقف نامه ، گواه بر جايگاه علمي حکيم هاشم و احترامي که براي پدر خود در آن نشان داده بشمار مي آيد.
شيخ محمد جعفر استرابادي معروف به شريعتمدار (متوفي 1263)، از بزرگان علماي امامي که به دعوت فتحعلي شاه از قزوين به تهران آمده بود، در اين مدرسه اسکان يافت و به تدريس مشغول شد. از شاگردان معروف وي در اين مدرسه ميتوان به نصر الله استرآبادي ، ميرزا محمد اندرماني و جعفر بن محمد طاهر نوري اشاره کرد.
در ميان مدارس اوايل دوره قاجار و پيش از عصر ناصري، درباره چند مدرسه، از جمله مدرسه مروي، صدر و دارالشفاء و برهان اطلاعات بيشتري در دست است.
در دوره طولاني سلطنت ناصرالدين شاه، مدارس بسياري در تهران ساخته شد.
از جمله اين بناها، يکي مسجد ـ مدرسه شيخ العراقين است که اکنون به نام مدرسه و مسجد ترکها يا آذربايجانيها نيز معروف و در بازار قديم تهران واقع است.
باني اين مدرسه حاج شيخ عبد الحسين ، مشهور به شيخ العراقين است که آن را از مال الوصايه امير کبير در 1270 شمسي بنا کرد. 26 باب دکان وقف اين مسجد ـ مدرسه بوده است.
ديگر مدرسه عهد ناصري، مدرسه آصفيه است که آن را حاج محمد قلي خان آصفالدوله، از مال الوصايه ميرزا ابوالحسن خان، وزير خارجه ناصرالدين شاه، در 1277 شمسي در بازار تهران ساخت.
آية اللّه سيد رضا فيروزآبادي (متوفي 1344 ش)، عالم خيّر و باني بيمارستان فيروزآبادي شهر ري در همين مدرسه تحصيل کرد و در آنجا اقامت داشت.
مدرسه ديگر اين دوره، مدرسه خازن الملک است که آن را حاج رحيم خازن الملک در 1295 شمسي وقف کرد. سرپرستي اين مدرسه در دست خاندان آشتياني بود.
ملا محمد تقي آملي (متوفي 1391 ش) تحصيلات مقدماتي خود را در همين مدرسه گذراند.
مدارس معيًر الملک ، صنيعيه، کاظميه، دانگي ، منيريه ، از ديگر مدارس اين دوران بشمار مي آيد.
به جز اينها ، مدارس و مسجد ـ مدرسههاي ديگري نيز در دوره ناصري داير بود، مانند سپهسالار، عبداللّه خان، حاج ابوالفتح/ فتحيه، آقارضاخان، و نياکي.
ساخت مدارس علميه پس از عصر ناصري از رونق افتاد.
تاريخ فقط به يک مدرسه پس از عصر ناصري به نام محموديه اشاره کرده است که سيد محمود جواهري آن را در 1325 شمسي در سرچشمه تهران ساخته بود.
پس از سقوط رضا شاه که پيگير سياستهاي ضد مذهب و روحانيت بود، در دهه 1320 ش، شيخ علي اکبر برهان (متوفي 1339 ش) اقدام به تأسيس مدرسه لرزاده کرد.
آية الله ميرزا علي آقاي فلسفي ، مجتهد نامبردار ساکن مشهد (متوفي 1384 ش)، پس از بازگشت از نجف و پيش از هجرت به مشهد، يک چند در اين مدرسه کفايه تدريس ميکرد.
در حوزه تهران، تعليم همه علوم متداول در ساير حوزهها مانند ادبيات، فقه و اصول، فلسفه و تفسير قرآن معمول بود و علماي برجستهاي در اين زمينهها به تدريس و پژوهش مشغول بودهاند.
حوزه علميه تهران در فقه و اصول عمدتاً تحت تأثير حوزه نجف و تا حدي اصفهان بوده است و دانشآموختگان نزد علماي برجسته عتبات مانند آيات شيخ مرتضي انصاري ، آخوند خراساني ، سيد محمد کاظم يزدي و ميرزاي شيرازي، پس از بازگشت به تهران، ميراث علمي استادان خود را به طلاب منتقل ميکردند و به تأليف و تحقيق در موضوعات فقهي و اصولي ميپرداختند.
بله در آن هنگام در هرشهري از شهرهاي ايران و در هر محله و خيابان هاي تهران ، بزرگاني از علم و فقاهت سکونت داشتند،
در خيابان هاي جنوب تهران ، خيابان خراسان ، خيابان ري ، خيابان شتر داران ، غياثي ، و جنوبي ترين آن ها ، و در جاي جاي شهر تهران ، از شمال آن هنگام تهران ، تا جنوبي ترين منطقه آن ، دهها مجتهد و فقيه برجسته که اغلب از دست پرورده هاي حوزه علميه هزار ساله نجف أشرف ، يعني حوزه اي که به دست مرحوم شيخ طوسي بنيان گرفت ، رحل اقامت افکنده و به وظائف ديني و اجتماعي خويش مشغول بودند.
چهره هاي برجسته اي همچون مرحوم آية الله العظمي خوانساري ، و آيات حاج آقا کمال مرتضوي ، آقا سيد علينقي تهراني، آميرزا آقا شيرازي ، آسيد احمد شهرستاني ، آسيد آقا خلخالي ، آقا سيد موسي مازندراني ، شيخ محمودحلبي ،حاج آقا رضا صدر ، حاج شيخ محمود انصاري ، شيخ محمد رضا جعفري ، شيخ صادق جعفري ، علامه محمد تقي جعفري ، حاج اشرف کاشاني ، شيخ يحيي نوري ، آقا ميرزا خليل کمره اي و فرزندش که امامت مسجد فخر آباد را بعد از پدر به عهده داشت ،شيخ محي الدين مامقاني ، شيخ علي اصغر مرواريد ، سيد ابراهيم ميلاني ، سيد نور الدين ميلاني ، سيد محمد علي سبط ، شيخ علي محدث زاده ، شيخ محسن محدث زاده ، سيد حسن مصطفوي ، شيخ محمد حسن رئوفي ، سيد مرتضي حکمي ، شيخ منصور عاصمي ، شيخ محمد تقي فلسفي ، سيد محمد صادق لواساني ، آقا ميرزا حسن لواساني ، شيخ مصطفي مسجد جامعي ،شيخ حسن سعيد تهراني چهلستوني ، سيد رضي شيرازي ، سيد علي گلپايگاني ، سيد اصغر آقا طباطبايي، سيد علي نقي اردبيلي ، سيد عبد الکريم اردبيلي ، ميرزا باقر آشتياني ، شيخ محمد تقي شريعتمداري ، سيد جمال الدين ملايري ، شيخ عبد الرضا روحاني قوچاني ، سيد محمد مهدي خلخالي ، حاج آقا هادي طباطبايي قمي ،سيد صادق خلخالي ،دکتر جواد مناقبي ، شهيد حاج سيد رضا خلخالي ، حاج آقا جعفر خوانساري ، شيخ جواد علامي ، مرحوم عبادي ، حاج آقا باقر قمي ، مرحوم صبوري قمي ، سيد محمد حسين علوي بروجردي ، حاج شيخ نصر الله شاه آبادي ، حاج شيخ نور الله شاه آبادي ، سيد نور الدين شهرستاني ، حاج سيد جمال مرتضوي ، ميرزا ابوالقاسم تنکابني ، شيخ مهدي هسته اي ، شيخ محمد تقي مصدر الأمور ، ...
... شيخ فخر الدين مصدر الأمور ، سيد مهدي لاله زاري ، شيخ رضا سراج ، سيد جواد علم الهدي ، شيخ أحمد مجتهدي تهراني ،شيخ مرتضي مطهري ، شيخ مرتضي اردکاني از نوادگان ملاً احمد کني ،سيد عبد المجيد ايرواني ، مرحوم نقوي ، سيد محمد رضا علوي تهراني ، سيد ناصر الدين ابطحي ، شيخ مرتضي اردکاني يزدي ، شيخ احمد سيبويه ، شيخ عباسعلي عميد زنجاني ، شيخ عزيز الله خوشوقت ، حاج شيخ مجتبي تهراني ، حاج شيخ مهدي حائري تهراني ، شيخ محمد رضا مهدوي کني ، سيد عبد الرضا مهدوي ، سيد عبد الرضا حجازي ، مرحوم شاه عبد العظيمي ، شهيد سيد باقر حکيم ، سيد عبد العزيز حکيم ،
سيد اسماعيل مرعشي ، حاج آقا باقر خوانساري ، حاج آقا حسين لنکراني، شيخ مهدي شاه آبادي ، شيخ قاسم اسلامي ، شيخ عباسعلي اسلامي ، شيخ علي اسلامي ، شيخ محمود صالحي ،شيخ محي الدين انواري ، سيد علي غيوري ، شيخ عبد الکريم حق شناس ، سيد هادي خسروشاهي، شيخ عباس جمالي ، دکتر علي شيخ الاسلامي ، دکتر سيد مهدي روحاني فرزند حاج آقا احمد روحاني ، سيد هادي روحاني ، شيخ احمد رحماني همداني ، سيد قاسم شجاعي ، شيخ أبو الحسن شريعتمداري ، ميرزا ابو الحسن جلوه ، شيخ احمد کافي ، شيخ حسن کافي ، شيخ محمد تقي آملي ، سيد محمد ضياء آبادي ، شيخ عباس مرندي مغيثي، شيخ مهدي الهي قمشه اي ، شيخ عبد الرحيم عقيقي بخشايشي ، سيد محمد کاظم عصار تهراني ،
شيخ عبد الرحيم عقيقي بخشايشي ، سيد محمد کاظم عصار تهراني ، سيد محمد موسوي درکه اي ، شيخ عبد الجليل جليلي کرمانشاهي ، شيخ علي أصغر علامه کرباسچيان ، سيد علي لواساني ، سيد محمد علي لواساني ، شيخ محمد ابراهيم بروجردي ، دکتر اکبر حميد زاده ، سيد فضل الله روحاني ، مرحوم فائق ، شيخ محمود ياسري ، مرحوم مقدس ، و فرزندش شيخ رضا مقدس ، شيخ ابو الحسن شعراني ، شيخ محمد ثقفي، شيخ حسين علي راشد تربتي ، سيد محمد حسين مير سجادي ، سيد علي حسيني ميبدي ، سيد کاظم ارفع ، سيد عبد الله فاطمي نيا ، شيخ محمد فقيهي اراکي ، و دهها چهره ديگر که اکنون به خاطر نمي آورم در نيم قرن اخير اينجانب آنان را درک نمودم و چه مجالس زيبايي بود.
رحمة الله عليهم أجمعين و حشرهم الله مع مواليهم
متاسفانه تغيرت الزمان و البلاد و العلماء و الناس
اکنون گاه مي انديشم که چه توفيقي داشته ام که محضر تمامي اين بزرگان را درک کرده و از هريک خاطره و گاه خاطره ها دارم که هر کدام نشان از جايگاه علمي و تواضع و ساده زيستي آنان را آشکار مي سازد.
گفتني است که نام اين بزرگاني را که اشاره نمودم ، شخصيت هايي بودند که من توفيق ديدار و درک محضرشان را داشتم . البته که تهران آن هنگام بدون اغراق دهها تن ديگر از ستارگان و شخصيت هاي حوزوي را در خود جاي داده بود که از هر سوي اين کلان شهر ، پرتو افشاني علمي و اخلاقي مي کردند.
گو اينکه هم اکنون در مدارس کهن تهران همچون سپهسالار ، مروي، مجتهدي ، حکيم هاشم ، آية الله ايرواني ، خاتم النبيين ، ابوذر ، امام حسن مجتبي ، باقر العلوم و دهها مدرسه ديگري که پس از انقلاب تاسيس گرديده و نو ستارگاني در آن ها به تحصيل مشغولند و شخصيت هاي برجسته اي همچون آية الله جعفري اراکي ، آية الله هاشمي عليا ، آية الله شيخ ضياء الدين نجفي و چندين چهره ديگر مشغول به تدريس هستند اما متاسفانه بايد اظهار داشت که حوزه علميه تهران اکنون درخشندگي پيشين خود را نداشته و رو به افول نهاده است.
گرچه در اين راستا مديريت حوزه هاي علميه تهران تلاش گسترده در پويايي و بازگردانيدن آن به گذشته را دارد که اميدواريم در اين راستا موفق باشند.
هيهات أن يأتي الزمان بمثلهم
إنً الزمان بمثلِهِم لبخيلُ
يعني:
صبر بسيار ببايد پدر پير فلک را
تا دگر مادر گيتي چو آنان زايد
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.