اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

زيارت غديريه از زبان مبارک امام هادي (ع)

- بخش دوم

امّا کساني که ايمان آورده‌اند و کار شايسته کردند، براي آنها بهشت‌هاي خويش جايگاه جهت پذيرايي به پاداش آن چه انجام دادند و تويي اختصاص يافته به علم قرآن و حکم تأويل و صريح گفتار پيامبر و تو راست موقعيت‌هاي گواهي شده و مقامات مشهور و روز‌هاي ياد شده.

زيارت غديريه از زبان مبارک امام هادي (ع)

روز بدر و روز احزاب آن زمان که چشمها منحرف و جانها به گلوها رسيد و به خدا گمان مي برديد، گمانهاي گوناگون، در آنجا اهل ايمان، آزمايش و دچار تزلزل روحي شدند، تزلزل سخت. آن هنگام اهل نفاق و آنان که در دلهايشان بيماري بود، گفتند: خدا و رسولش جز فريب به ما وعده ندادند و در آن زمان گروهي از آنان گفتند: اي اهل مدينه جايي براي شما نيست، بازگرديد و جمعي از آنان از پيامبر اجازه ميخواستند، ميگفتند: خانههاي ما باز و بيحفاظ است و حال آن که بيحفاظ نبود، آنان جز فرار از جنگ قصدي نداشتند و خداي تعالي فرمود: همين که اهل ايمان دستههاي کفر و شرک را ديدند، گفتند: اين همان است که خدا و رسول او به ما وعده داد، خدا و رسول او راست گفتند.

و آنان را نيافزود مگر ايمان و تسليم، پس عمرو قهرمان آنها را کشتي و جمع آنان را فراري دادي و خدا آنان را که کافر بود با خشمشان بازگرداند، در حالي که به غنيمتي دست نيافتند و خدا جنگ را از اهل ايمان کفايت کرد و خدا نيرومند و عزيز است و روز احد هنگامي که از اطراف پيامبر فرار مي کردند و به احدي اعتنا نميکردند و پيامبر آنان را از پشت سرشان به کارزار دعوت مي کرد، تو بودي که مشرکان را براي حفظ پيامبر به راست و چپ دفع مي کردي تا خدا گزند آنان را در حالي که ترسان بودند از شما دو بزرگوار برگرداند و شکست خوردگان را به وسيله تو ياري کرد؛ و روز حنين، بنابر آن چه قرآن در اين آيه به آن گويا شد: «زماني که نفرات زياد شما باعث شگفتي شما شد، اما شما را به هيچ وجه بينياز نکرد و زمين با آن فراخي خود بر شما تنگ شد، سپس روي گردانده فرار کرديد.

آنگاه خدا آرامش خود را بر رسول خود و بر مؤمنان نازل فرمود. مؤمنان تو بودي و همراهانت و عمويت عباس عليهالسلام. شکستخوردگان را صدا مي زد: اي اصحاب سوره بقره، اي اهل بيت شجره تا جماعتي به او پاسخ دادند، که تو رنج آنها را کفايت کردي و به جاي آنها کمک را عهدهدار شدي، پس نوميد از پاداش برگشتند و اميدوار به وعده خداي تعالي به توبه و اين است سخن خدا که عظيم باد ياد او: آن گاه خدا توبه مي پذيرد پس از آن، توبه کسي را که بخواهد، در حالي که تو درجه صبر را به دست آوردي و به مزد بزرگ پيروز شدي و روز خيبر که خدا شکست منافقان را آشکار کرد و دنباله کافران را بريد و سپاس خداي را پروردگار جهانيان، در حالي که آنها از پيش با خدا پيمان بسته بودند که فرار نکنند و به يقين پيمان خدا مورد بازخواست است. مولاي من تويي حجّت رسا و راه روشن و نعمت کامل و برهان تابناک، پس گوارا باد تو را، آن چه خدا از برتري به تو داد و نابود باد دشمن نادانت و درود خدا بر پيامبر و خاندان او.

در همه جنگها و لشکرکشيهاي آن حاضر بودي، پيشاپيش پرچم اسلام را به دوش مي کشيدي و شمشير مي زدي، سپس تنها براي تدبير و کارداني مشهودت و بينايي خود در امور، در همه ميدانها تو را به فرماندهي مي گماشت و اميري بر تو نبود، چه بسيار کارهايي که تقوا مانع اجراي تصميمت در آنها شد، اما جز تو در مثل آن از هواي نفس پيروي کرد، پس نادانان گمان کردند، که تو از آن چه او به آن رسيد، عاجز شدي، به خدا قسم گمان کننده اين چنين گمراه شد و را نيافت و تو واضح ساختي آن چه مشکل شده بود از اين امور، براي آن که توهّم و ترديد کرد به گفتارت، درود خدا بر تو که فرمودي: گاهي انسان زبردست و چيره روي چاره را ميبيند، اما در برابر آن پردهاي از تقواي خداست.

در نتيجه روي چاره را آشکار رها مي کند، اما فرصت آن را غنيمت مي داند کسي در امر باکي ندارد، به خدا سوگند راست گفتي و ياوهسرايان دچار زيان شدند، هنگامي که آن دو عهدشکن [طلحه و زبير] با تو به فريبکاري برخاستند و گفتند قصد عمره داريم، به آنان گفتي: به جان خودتان قسم: قصد عمره نداريد، به کل قصد خيانت داريد، در نتيجه از آن دو نفر بيعت گرفتي و پيمان را محکم کردي، پس در نفاق کوشيدند، زماني که بر کار نادرستشان آگاهشان کردي، بي توجّهي کردند و به کار خويش بازگشتند، اما بهره مند نشدند و سرانجام کار هر دو خسران شد. سپس اهل شام خيانت آن دو را دنبال کردند و تو پس از بستن راه غدر بر آنان به سويشان حرکت کردي، اما آنها به دين حق گردن ننهادند و در قرآن تدبّر نکردند، بيخردان پست و گمراهان ناجوانمرد، به آن چه در حق تو بر محمّد صل الله عليه و آله نازل شده بود، کافرند و ياوران مخالف تو، در حالي که خدا به پيروي از تو امر کرد و مؤمنان را به ياري تو فرا خواند.

و فرمود خداي عزّ و جلّ: اي کساني که ايمان آوردهايد، خدا را پروا کنيد و با راستگويان باشيد. مولاي من حق بر تو نمايان شد، در حاليکه مردم آن را به يک سو انداختند و تو روشهاي ديني را پس از کهنگي و نابودي آشکار ساختي، تو راست پيشينه جهاد بر پايه تصديق به قرآن و تو راست فضيلت جهاد بر پايه تحقّق تأويل و دشمن تو دشمن خدا و انکارکننده رسول خدا است، دعوت مي کند دعوت باطل، حکومت مي کند به ستم، فرمان مي دهد غاصبانه، دار و دستهاش را به دوزخ مي خواند، در حالي که عمّار جهاد مي کرد و ميان دو لشکر فرياد مي زد: کوچ کنيد، کوچ کنيد به سوي بهشت و زماني که آب خواست، با شير سيراب شد و تکبير زد.

و گفت: رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) به من فرمود: آخرين نوشيدنيات از دنيا مخلوطي است از شير و تو را گروه متجاوز به قتل مي رساند، پس ابو العاديه فزاري راه را بر عمّار گرفت و او را کشت، بر ابو العاديه لعنت خدا و لعنت فرشتگان خدا و همه پيامبران، و لعنت بر کسي که شمشير به روي تو کشيد و تو به روي او شمشير کشيدي، اي امير مؤمنان، از مشرکان و منافقان تا روز قيامت، و بر آن که خشنود شد به آن چه تو را غمگين ساخت و غم تو را ناخوش نداشت و ديده بر هم نهاد و بيتفاوت گذشت و علّت و عاملش را انکار نکرد، يا عليه تو به دست و زبان کمک کرد، يا از ياري تو دست کشيد، يا از جهاد کردن به همراه تو، کنارهگيري کرد، يا فضل تو را کوچک شمرد و حقّت را انکار کرد يا با تو برابر کرد، کسي را که خدا قرار داد تو را سزاوارتر به او از خود او و درودهاي خدا و رحمت و برکات و سلام و تحياتش بر تو و بر امامان از خاندان پاک تو. فدک صدّيقه طاهره زهرا سرور زنان، نپذيرفتن گواهي تو و گواهي دو سرور از عترت تو مصطفي است. (درود خدا بر شما باد.)

و حال آن که خدا درجه شما را بر امّت برتر گرداند و منزلت شما را رفيع قرار داد و فضل و شرفتان را بر جهانيان آشکار ساخت و پليدي را از شما برد و پاک ساخت، پاکساختني ويژه، خدا عزّ و جلّ فرمود: انسان بسيار حريص آفريده شده است، چون گزندي به او در رسد، بيصبري کند و چون خيري به او در رسد، دريغ ورزد، جز نمازگزاران، پس خداي متعالي، پيامبر برگزيده خود و تو را، اي سرور جانشينان، از همه خلق استثنا کرد، پس آنان که به تو ستم کردند، چقدر از ديدن حق کور بودند، سپس سهم خويشان پيامبر را از باب فريب براي تو مقرّر داشتند، اما به جور و ستم از اهلش برگرداندند، چون حکومت به تو برگشت با خويشان پيامبر در حالي که از آن دو نفر رويگردان بودي، به خاطر پاداشي که نزد خدا براي تو بود، به همان صورت عمل کردي که آن دو نفر عمل کردند، پس گرفتاري تو به آن دو نفر به گرفتاري پيامبران (درود خدا بر ايشان) در هنگام تنهايي و بيياوري شبيه شد.

و در آرميدن در بستر پيامبر شبيه به اسماعيل ذبيح (درود بر او) شدي، چه آن که تو نيز مانند او قبول و اطاعت کردي به همان صورت که اسماعيل صابرانه و پاداشخواهانه اطاعت کرد، وقتي که ابارهمي گفت: «پسرم در خواب ديدم که تو را ذبح مي کنم، بنگر که رأي تو چيست»؟ گفت: «پدر به آن چه دستور داده شدهاي اقدام کن، اگر خدا بخواهد مرا از بردباران خواهيد يافت» و تو را نيز زماني که پيامبر (درود خدا بر او و خاندانش) در بستر خود خواباند و به تو فرمان داد در خوابگاه او بيارامي و او را با جان خود از شر دشمنانش حفظ کني، فرمانبردارانه به پذيرش دعوتش شتافتي و خود را براي شهادت آماده کردي، در نتيجه خدا از فرمانبرداري تو قدرداني کرد و از کار زيباي تو به گفتار خود جلّ ذکره در قرآن پرده برداشت.

آنجا که فرمود: «و از مردم کسي است که جان خود را جهت بهدستآوردن خشنودي خدا ميفروشد.» سپس گرفتاري تو در جنگ صفين، در حالي که قرآنها از روي حيله و فريب به نيزهها بالا رفته بود، در نتيجه شک و ترديد پيدا شد و حق به يک سو افتاد و از گمان پيروي شد. اين گرفتاري تو شبيه به گرفتاري هارون شد، زمانيکه که موسي او را بر قوم خود امارت داد و آنها از او پراکنده شدند، هارون بر سر آنان فرياد ميزد.

ژايان

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.