اختلال در يکي از مهمترين مسيرهاي تجارت دريايي منطقه، معادلات حملونقل کالا در ايران را تغيير داده است؛ مسيري که پيش از اين بخش قابل توجهي از صادرات و واردات کشور از طريق آن انجام ميشد، با اعمال محدوديتها در تنگه هرمز با اختلال مواجه شد و بخشي از بار تجارت خارجي ايران به سمت مسيرهاي جايگزين زميني و ريلي هدايت شد.
در جريان جنگ 40 روزه و پس از ايجاد محدوديت در تردد دريايي، کشتيهاي حامل کالاهاي ايران در برخي موارد محمولههاي خود را در نخستين بنادر در دسترس تخليه کردند؛ اتفاقي که عملاً بخشي از زنجيره تأمين کالاهاي ايراني را از مسير اصلي خود خارج و ضرورت استفاده از حملونقل جادهاي و ريلي براي رساندن اين محمولهها به داخل کشور را دوچندان کرد.
در نتيجه، تعداد قابل توجهي از کانتينرهاي حامل کالاهاي ايران در گمرکهاي کشورهاي ديگر دپو شدهاند و انتقال آنها به کشور نيازمند استفاده از مسيرهاي جايگزين جادهاي و ريلي است؛ موضوعي که در ماههاي اخير فشار قابل توجهي را بر مرزهاي زميني کشور وارد کرده
است.
افزايش ناگهاني تقاضاي پاکستان براي واردات برخي کالاها، محدوديت ظرفيت پذيرش کاميون در طرف پاکستاني و کاهش فعاليت مرز ميرجاوه، از مهمترين عواملي هستند که زمينه شکلگيري صفهاي طولاني کاميونها در ريمدان را فراهم کردهاند
وقتي بار تجارت دريايي به مرزهاي زميني منتقل شد
افزايش ناگهاني تقاضا براي استفاده از مسيرهاي زميني در شرايطي رخ داده که برخي مرزهاي ايران و کشور مقابل اساساً براي پذيرش چنين حجمي از ناوگان طراحي نشدهاند. توقف طولانيمدت کاميونها در مرزهايي مانند بازرگان، ريمدان و ميرجاوه، اکنون به يکي از چالشهاي جدي زنجيره حملونقل کالا تبديل شده است.
تداوم اين وضعيت علاوه بر افزايش زمان انتقال کالا، نگرانيهايي را براي صاحبان کالا ايجاد کرده است؛ چرا که طولاني شدن فرآيند ترخيص و جابهجايي ميتواند به افزايش هزينههاي انبارداري، معطلي ناوگان و در برخي موارد خطر متروکه شدن کالا منجر شود. از سوي ديگر، توقف کاميونهاي تجاري در صفهاي طولاني نيز هزينههاي قابل توجهي را به فعالان حملونقل تحميل ميکند.
کارشناسان حوزه حملونقل معتقدند مرزهاي زميني کشور تاکنون با چنين حجم انبوهي از کاميون مواجه نبودهاند و به همين دليل، زيرساختهاي موجود در برخي پايانههاي دو کشور مبدا و مقصد براي پاسخگويي به شرايط جديد و تضمين تردد روان ناوگان کافي نيست.
ريمدان؛ مرزي که ناگهان در کانون تقاضا قرار گرفت
يکي از نمونههاي بارز اين وضعيت را ميتوان در مرز ريمدان مشاهده کرد؛ مرزي که در شرايط جديد با افزايش قابل توجه تقاضا براي صادرات کالا به پاکستان مواجه شده است. افزايش ناگهاني تقاضاي پاکستان براي واردات برخي کالاها، محدوديت ظرفيت پذيرش کاميون در طرف پاکستاني و کاهش فعاليت مرز ميرجاوه، از مهمترين عواملي هستند که زمينه شکلگيري صفهاي طولاني کاميونها در ريمدان را فراهم کردهاند.
در واقع، بخشي از افزايش تقاضا در اين مرز به نياز پاکستان براي تأمين بخشي از سوخت و انرژي مورد نياز خود از ايران بازميگردد. پيش از آغاز جنگ، پاکستان بخش قابل توجهي از نياز سوختي خود را از کشورهاي عربي و از طريق حملونقل دريايي تأمين ميکرد، اما با ايجاد محدوديت در تردد دريايي و اختلال در مسير تنگه هرمز، بخشي از اين جريان تجاري با محدوديت مواجه شده و تقاضا براي استفاده از مسير زميني ايران افزايش يافته است.
از سوي ديگر، نيمهفعال شدن مرز ميرجاوه به دليل مسائل امنيتي نيز بر شدت ازدحام در ريمدان افزوده است. پيش از اين بخش قابل توجهي از کاميونها از مرز ميرجاوه عبور ميکردند، اما با کاهش شديد ظرفيت پذيرش در اين مرز، بخشي از بار و ناوگان به سمت ريمدان هدايت شده است.
انتقال بخشي از بار تجارت خارجي از دريا به جاده و ريل، اگرچه در کوتاهمدت ميتواند به حفظ جريان تجارت کمک کند، اما همزمان ضعف زيرساختهاي برخي مرزها و محدوديت ظرفيت پايانههاي مرزي را بيش از گذشته آشکار کرده است. به بيان ديگر، مسيرهاي جايگزين زماني ميتوانند نقش واقعي خود را در شرايط اضطراري ايفا کنند که زيرساختهاي آنها از قبل براي افزايش ناگهاني تقاضا آماده شده باشد؛ در غير اين صورت، انتقال فشار از يک شيوه حملونقل به شيوه ديگر، صرفاً محل ايجاد گلوگاه را تغيير ميدهد
ظرفيت 300 تا 400 کاميون؛ گلوگاه اصلي در طرف پاکستاني
محدوديت ظرفيت پذيرش در طرف پاکستاني نيز يکي ديگر از حلقههاي اصلي اين زنجيره است. براساس اعلام مسئولان سازمان راهداري، طرف پاکستاني در بهترين شرايط امکان پذيرش حدود 300 تا 400 کاميون در روز را دارد، در حالي که حجم تقاضاي ايجادشده در شرايط فعلي به مراتب بيشتر از ظرفيت موجود است.
اين محدوديت در شرايطي اهميت بيشتري پيدا ميکند که ريمدان تنها محل عبور کاميونهاي صادراتي نيست و همزمان بخشي از کالاهاي وارداتي و کالاهاي اساسي مانند برنج نيز از اين مسير وارد کشور ميشود. همچنين بخشي از بارهاي ترانزيتي که از کراچي وارد مسير ميشوند، از همين مرز عبور ميکنند.
بنابراين، افزايش همزمان جريان صادرات، واردات و ترانزيت در مرزي که زيرساختهاي آن متناسب با چنين حجمي از تقاضا نيست، طبيعي است که به شکلگيري صفهاي طولاني و افزايش زمان توقف ناوگان منجر شود.
در واقع، مسئله ريمدان صرفاً افزايش تعداد کاميونها نيست؛ بلکه ناهماهنگي ميان حجم تقاضاي ايجادشده و ظرفيت واقعي زيرساختهاي مرزي، به گلوگاهي تبديل شده که اثر آن مستقيماً به صاحبان کالا و شرکتهاي حملونقل منتقل ميشود.
بازرگان؛ صف 5500 کاميون در يکي از مهمترين مرزهاي تجاري
اين وضعيت البته محدود به مرزهاي شرقي کشور نيست. در مرز بازرگان نيز افزايش فشار بر شبکه زميني حملونقل مشاهده ميشود؛ مرزي که يکي از مهمترين مبادي تجارت خارجي ايران به شمار ميرود و در شرايط فعلي با افزايش حجم ورودي و خروجي ناوگان مواجه شده است.
پيمان سنندجي، رئيس کميسيون حملونقل اتاق تهران درباره چالشهاي توقف طولاني کاميونهاي تجاري در مرزها اظهار کرد: با توجه به اينکه تجارت دريايي کشور هنوز به روال عادي بازنگشته است، حملونقل جادهاي و ريلي اهميت بسيار زيادي پيدا کرده و اين دو موضوع در شرايط فعلي بسيار حائز اهميت
هستند.
وي افزود: در مرزهاي شرقي کشور، بخشي از جابهجايي کالا از مسيرهاي شرقي انجام ميشود و در حال حاضر در برخي مرزها شاهد تجمع وروديها هستيم. به عنوان نمونه، در مرز ريمدان به دليل اينکه تاکنون اين تعداد خودرو وارد اين مرز نشده بود، زيرساخت و آمادگي لازم براي پذيرش اين حجم از کاميونهاي تجاري وجود ندارد.
سنندجي بيان کرد: مرز ريمدان در حال حاضر يک مسير خاکي و يک گذر بسيار کوچک است و بايد براي اين شرايط فکر کرد. البته براي رفع اين مشکل در حال برنامهريزي هستند و هفته گذشته نيز به ما اعلام شد که مرز ريمدان به صورت 24 ساعته فعال شده است.
وي ادامه داد: در مرز بازرگان نيز شرايط مشابهي وجود دارد و قاعدتاً ظرفيت ورودي و خروجي مرزها با توجه به شرايط و اوضاع فعلي با مشکلاتي مواجه شده است.
رئيس کميسيون حملونقل اتاق تهران تصريح کرد: حدود يک ماه پيش يا سه هفته قبل از مرز بازرگان بازديد کرديم و در آن زمان نزديک به 5500 خودرو در نوبت بودند. براي مديريت اين وضعيت، سامانهاي براي نوبتدهي ايجاد کردهاند که کاميونها از طريق آن نوبت دريافت ميکنند و سپس به آنها اعلام ميشود که براي مثال دو روز بعد، در ساعت مشخصي براي عبور از مرز مراجعه کنند.
وي يادآور شد: واقعيت اين است که وقتي حدود 5 هزار تا 5500 خودرو در نوبت عبور از مرز قرار دارند، با توجه به اينکه در بخش حملونقل دريايي و جابهجايي از مسير دريا مسائل و مشکلاتي به وجود آمده، اين فشار به مرزهاي زميني و ريلي منتقل ميشود و در نتيجه شاهد تجمع کاميونها در اين بخشها هستيم.
راهکار عبور از گلوگاههاي مرزي چيست؟
سنندجي با تأکيد بر ضرورت افزايش ظرفيت عملياتي مرزها عنوان کرد: مرزها حتماً بايد به صورت 24 ساعته فعال باشند. همچنين ممکن است براي جابهجايي کالاهاي اساسي، مسير خاصتري در نظر گرفته شود. اينها تمهيداتي است که به نظر من بايد براي آنها برنامهريزي شود؛ همه اين مباحث منتقل شده و در حال برنامهريزي براي اجراي اين اقدامات هستند تا اين اتفاقات محقق شود.
اين اظهارات در حالي مطرح ميشود که انتقال بخشي از بار تجارت خارجي از دريا به جاده و ريل، اگرچه در کوتاهمدت ميتواند به حفظ جريان تجارت کمک کند، اما همزمان ضعف زيرساختهاي برخي مرزها و محدوديت ظرفيت پايانههاي مرزي را بيش از گذشته آشکار کرده است.
به بيان ديگر، مسيرهاي جايگزين زماني ميتوانند نقش واقعي خود را در شرايط اضطراري ايفا کنند که زيرساختهاي آنها از قبل براي افزايش ناگهاني تقاضا آماده شده باشد؛ در غير اين صورت، انتقال فشار از يک شيوه حملونقل به شيوه ديگر، صرفاً محل ايجاد گلوگاه را تغيير ميدهد.
سرنوشت کانتينرهاي ايراني در پاکستان چه ميشود؟
در کنار صفهاي کاميون، سرنوشت کانتينرهاي ايراني باقيمانده در پاکستان نيز به يکي از مسائل مهم زنجيره لجستيک کشور تبديل شده است. بخشي از اين کانتينرها که در جريان اختلالات حملونقل دريايي در پاکستان باقي ماندهاند، همچنان نيازمند تعيين تکليف و انتقال به داخل کشور هستند.
سنندجي در پاسخ به پرسشي درباره وضعيت کانتينرهاي ايراني باقيمانده در پاکستان و اينکه آيا اين کانتينرها به کشور منتقل شدهاند يا همچنان در پاکستان قرار دارند، گفت: در حال برنامهريزي براي انتقال اين کانتينرها هستيم. جلسهاي با مديران گمرک و مديران مرتبط در کراچي و مجموعههاي معادل آن برگزار شده و در حال برنامهريزي هستيم تا کانتينرهاي باقيمانده جابهجا شوند.
رئيس کميسيون حملونقل اتاق تهران تأکيد کرد: حتماً صاحبان کانتينرها و صاحبان کالا به اتاق بازرگاني تهران مراجعه کنند تا براساس برنامهريزيهاي انجامشده بتوانيم صاحبان کالا را شناسايي کنيم؛ صاحبان کالا بايد خودشان براي انجام اين فرآيند مراجعه کنند، زيرا عمليات اجرايي جابهجايي و ارائه مدارک بايد توسط آنها انجام شود. بنابراين لازم است صاحبان کالا مراجعه کنند تا بتوانيم روند جابهجايي کالاها را تسريع کنيم.
سنندجي در پايان خاطرنشان کرد: انتقال بخشي از کانتينرهاي ايراني از پاکستان به داخل کشور در حال انجام است، اما تعداد زيادي کانتينر همچنان در پاکستان وجود دارد و براي جابهجايي اين تعداد کانتينر، صاحبان کالا حتماً بايد درخواست خود را اعلام کنند تا اين انتقال انجام
شود.
تداوم توقف و معطلي کاميونها در مرزها، علاوه بر اختلال در جريان تجارت و افزايش زمان ترخيص و جابهجايي کالا، هزينههاي حملونقل و لجستيک را افزايش ميدهد؛ هزينههايي که در نهايت به قيمت تمامشده کالا منتقل شده و فشار بيشتري بر مصرفکننده نهايي وارد ميکند
زنگ خطر در مرزهاي زميني؛ افزايش معطلي کاميونها هزينه تجارت را بالا ميبرد
آنچه اکنون در مرزهاي زميني کشور رخ ميدهد، تنها يک ازدحام مقطعي در صف کاميونها نيست؛ بلکه تصويري از ميزان آمادگي شبکه لجستيکي ايران براي مواجهه با شوکهاي ناگهاني در تجارت خارجي است. اختلال در مسير دريايي، بخشي از بار را به سمت جاده و ريل سوق داده و افزايش تقاضا در مرزهايي مانند ريمدان و بازرگان، ظرفيت محدود زيرساختهاي موجود را نمايان کرده است.
از يک سو صاحبان کالا با افزايش هزينه و زمان توقف مواجهاند و از سوي ديگر، ناوگان حملونقل تجاري نيز با معطلي طولاني و افزايش هزينههاي عملياتي روبهرو شده است.
در چنين شرايطي، فعال شدن شبانهروزي مرزها، ايجاد مسيرهاي ويژه براي کالاهاي اساسي، تقويت زيرساختهاي پايانههاي مرزي، افزايش هماهنگي با کشورهاي طرف تجاري و تسريع در تعيين تکليف کانتينرهاي باقيمانده در کشورهاي ديگر، از جمله اقداماتي است که ميتواند از تبديل يک اختلال در مسير دريايي به بحران در زنجيره حملونقل زميني جلوگيري کند.
تجربه ماههاي اخير نشان ميدهد که مسيرهاي جايگزين، زماني ميتوانند پشتوانه تجارت خارجي کشور باشند که ظرفيت آنها نه فقط براي شرايط عادي، بلکه براي دورههاي جهش ناگهاني تقاضا و بروز اختلال در مسيرهاي اصلي نيز پيشبيني شده باشد؛ در غير اين صورت، هر شوک در تجارت دريايي ميتواند موج جديدي از فشار را در مرزهاي زميني ايجاد کند.
در مجموع، تداوم توقف و معطلي کاميونها در مرزها، علاوه بر اختلال در جريان تجارت و افزايش زمان ترخيص و جابهجايي کالا، هزينههاي حملونقل و لجستيک را افزايش ميدهد؛ هزينههايي که در نهايت به قيمت تمامشده کالا منتقل شده و فشار بيشتري بر مصرفکننده نهايي وارد ميکند.
منبع: مهر
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.