اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ريشه همه دشمني‌ها از نگاه قرآن

قرآن کريم در پايان سوره جاثيه و آغاز سوره احقاف، يکي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي جبهه باطل را به تصوير مي‌کشد، جبهه‌اي که نه از روي ناآگاهي، بلکه بر اثر تکبر، دنياپرستي و پيروي از هواهاي نفساني، حق را انکار مي‌کند و حتي آن را به تمسخر مي‌گيرد.

ريشه همه دشمني‌ها از نگاه قرآن

تفسير الميزان نيز اين آيات را ترسيمي روشن از سرنوشت دشمنان حقيقت ميداند، کساني که فرصت هدايت را با استهزا و لجاجت از دست دادند و در نهايت، با حقيقتي روبهرو ميشوند که ديگر راه بازگشتي برايشان باقي نمانده است.

 

روزي که همه پردهها کنار ميرود

آيات پاياني سوره جاثيه با توصيف صحنه قيامت آغاز ميشود، روزي که هر امتي در برابر پرونده اعمال خود قرار ميگيرد «وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً... كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا». اين صحنه، نمايش کامل عدالت الهي است، هيچ قومي بدون دليل محکوم نميشود و ملاک داوري تنها اعمال ثبتشده انسانهاست.

در آن روز، ديگر تبليغات، قدرت، ثروت يا نفوذ اجتماعي ارزشي ندارد. دشمناني که در دنيا خود را شکستناپذير ميپنداشتند، در برابر حقيقت زانو ميزنند و هيچ راه گريزي پيدا نميکنند. قرآن يادآوري ميکند که تمام اعمال انسانها با دقت ثبت شده است «هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ» گويي خود پرونده اعمال، بدون کمترين خطا عليه انسان شهادت ميدهد.

استهزا؛ سلاح هميشگي دشمنان حق

يکي از مهمترين ويژگيهايي که قرآن براي دشمنان بيان ميکند، تمسخر آيات الهي است. خداوند ميفرمايد که «أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنْتُمْ قَوْمًا مُجْرِمِينَ».

مشکل اصلي اين افراد کمبود دليل يا نبود معجزه نبود، بلکه روحيه استکبار مانع پذيرش حقيقت ميشد. آنان آيات خدا را ميشنيدند، اما چون پذيرش حق با منافع و خواستههايشان سازگار نبود، به جاي انديشيدن، راه تمسخر را انتخاب ميکردند.

اين شيوه، همواره يکي از ابزارهاي جبهه باطل بوده است، هرگاه منطق و استدلال کم ميآورد، به تحقير، تمسخر و تخريب شخصيت اهل حق روي ميآورد تا مردم را از حقيقت دور کند.

 

فراموشي خدا، آغاز فراموش شدن انسان

قرآن سپس از يکي از سختترين مجازاتهاي الهي سخن ميگويد «فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَذَا».

مقصود از «فراموش کردن» خداوند، غفلت نيست، بلکه محروم کردن انسان از رحمت و لطف الهي است. کساني که در دنيا قيامت را ناديده گرفتند و زندگي را محدود به دنيا دانستند، در آخرت نيز از رحمت ويژه خدا بيبهره خواهند شد.

اين آيات نشان ميدهد که دشمني با حق، تنها يک اشتباه فکري نيست بلکه نتيجه سبک زندگي است که در آن خدا و قيامت از معادلات انسان حذف شده است.

 

قدرت حقيقي تنها از آن خداست

سوره جاثيه با ستايش پروردگار پايان مييابد «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ... وَلَهُ الْكِبْرِيَاءُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ».

الميزان اين پايانبندي را پاسخي به همه ادعاهاي مستکبران ميداند. کساني که در دنيا خود را بزرگ ميپنداشتند، سرانجام درمييابند که عظمت واقعي تنها از آن خداوند است و همه قدرتهاي ظاهري، موقتي و ناپايدارند.

اين آيات به مؤمنان نيز اميد ميدهد که پيروزي نهايي از آنِ صاحبان قدرت ظاهري نيست، بلکه از آن پروردگار عالم است.

 

دشمن حقيقت از کجا آغاز ميکند؟

با آغاز سوره احقاف، قرآن بار ديگر منشأ حقانيت خود را يادآور ميشود «تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ». اين مقدمه اعلام ميکند که قرآن محصول انديشه بشر نيست، بلکه از سوي خداي شکستناپذير و حکيم نازل شده است بنابراين مخالفت با آن، در حقيقت مخالفت با حکمت و ربوبيت الهي است.

در ادامه، خداوند به هدفمند بودن آفرينش اشاره ميکند و ميفرمايد که «مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى». جهان بيهوده آفريده نشده و همه چيز بر مدار حق حرکت ميکند اما دشمنان، از اين حقيقت رويگردان هستند.

 

بتهايي که حتي يک ذره نميآفرينند

يکي از محکمترين استدلالهاي قرآن عليه جبهه شرک در آيات آغازين احقاف ديده ميشود. خداوند ميفرمايد که «قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ».

قرآن از مشرکان مطالبه دليل ميکند، اگر معبودهاي شما شايسته پرستشاند، نشان دهيد چه چيزي آفريدهاند يا چه سهمي در تدبير جهان دارند.

اين استدلال نمونهاي از برهان عقلي قرآن است، زيرا پرستش تنها شايسته موجودي است که خالق، مالک و مدبر باشد. موجودي که هيچ نقشي در آفرينش و اداره جهان ندارد، چگونه ميتواند تکيهگاه انسان باشد؟

 

دشمنشناسي؛ شناخت ريشههاي انحراف

مجموع اين آيات نشان ميدهد که دشمني با حق، پيش از آنکه يک تقابل نظامي يا سياسي باشد، يک بيماري فکري و اخلاقي است. استکبار، تمسخر حقيقت، فراموشي قيامت، دلبستن به قدرتهاي پوشالي و پيروي از معبودهاي بياثر، مهمترين ويژگيهاي جبهه باطل به شمار ميروند.

در مقابل، قرآن مؤمنان را به بصيرت دعوت ميکند، اينکه فريب هياهوي دشمن را نخورند و معيار حق را در منطق، وحي و عدالت الهي جستوجو کنند. از منظر الميزان، هر جامعهاي که اين شاخصها را بشناسد، در برابر جنگ رواني و تبليغات دشمن مصون خواهد ماند و ميداند که سرانجام، عزت و کبريايي تنها از آن خداوند است همان خدايي که کتابش با حق نازل شده و وعده داده است که حقيقت، هرچند دير، بر باطل پيروز خواهد شد.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.