آمريکا از جنگ به مثابه ابزاري براي واداشتن ايران به تسليم در مذاکره استفاده ميکند.
شيوة مذاکرة آمريکا با ايران اين است که: يا تسليم شو يا حملة نظامي ميکنم! به همين صراحت و وقاحت!
«وال استريت ژورنال، به نقل از پنتاگون خبر داد: اين حملات [حملات چهارشنبه و پنجشنبه گذشته به جزاير و جنوب و برخي شهرهاي ايران] اقدامي از ديپلماسي قهري با هدف وادار کردن ايران به دادن امتياز در ميز مذاکره است.»
ترامپ مکرر اعلام ميکند که ارتش آمريکا قويترين ارتش جهان است و ايرانيها بايد توافق کنند [تسليم شوند] يعني: اورانيوم موجود خود را به آمريکا بدهند. غنيسازي صفر داشته باشند! (صنعت هستهاي را تعطيل کنند)، تنگه هرمز را به حالت پيش از جنگ برگردانند. موشکهاي خود را از بين ببرند.
البته اينها مطالبات امروز آمريکاست. پس از آن نوبت مطالبات ديگر است: رابطه ايران با محور مقاومت قطع شود. ساختار نيروهاي مسلح، رشتههاي مرتبط با علوم و فنآوري هستهاي در دانشگاهها، قانون اساسي، روابط ايران با کشورهاي جهان و.. بر اساس سياست آمريکا تغيير کند...
تا وقتي ارتش آمريکا به ايران حمله کند، ديگر امکان مقاومت بازدارنده در کار نباشد و آمريکا بتواند همانطور که افغانستان و عراق و ليبي و سوريه را اشغال و ويران کرد، ايران را نيز اشغال و ويران و در درياي خون شناور کند!
هدف اصلي آمريکا از جنگ و مذاکره با ايران، اورانيوم و تنگة هرمز و کوتاه کردن برد موشکها و... نيست.
هدف اصلي سرنگوني و تغيير نظام و تجزيه ايران است. تحقق اين هدف از راه جنگ ممکن نيست. (تجربه دو جنگ 12 روزه و جنگ رمضان و تداوم آن ثابت کرده که براي سقوط نظام اسلامي و تجزيه ايران جنگ به تنهايي کارايي لازم را ندارد. حتي ايجاد شورش مسلحانه در داخل نيز شکست خورد...) در منطق دشمن، مذاکره براي تن دادن ايران به توافق (تسليم يا دادن امتيازهايي که مقامات آمريکا به صراحت آنها را بر زبان ميآورند) مسير ممکن براي تحقق اهداف آمريکا، رژيم صهيونيستي و غرب است.
جنگ يا فشارهاي اقتصادي و شورشهاي ضدامنيتي و راهاندازي تظاهرات و امثال اينها، ابزار فشار براي تن دادن به مذاکره يا دادن امتيازهاي کلان توسط کشور هدف در مذاکره است. مذاکرهاي که در آن، اهداف دولتهاي مهاجم مانند تغيير نظام و تجزيه کشور محقق ميشود.
تجربة تغيير نظام و تجزيه و فروپاشي عثماني، شوروي، يوگسلاوي، سودان، عراق و... نشان ميدهد که عاقبت در ميدان مذاکره، استقلال، تماميت ارضي و نظام حاکميتي خود را از دست دادند و پس از آن نيز سالهاي طولاني دچار جنگ و خونريزي و فقر و ناامني شدند و هرگز به جايگاه و موقعيت پيشين خود در جهان دست نيافتند.
* دکتر عزيزالله محمدي
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.