اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

حمله به نماز جمعه تبريز و اشغال راديو توسط خلق مسلمان و تلويزيون

يکي ديگر از فتنه‌هاي خطرناک شکل گرفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ناشي از شکل گيري حزب ماجراجويي موسوم به «حزب خلق مسلمان» در تبريز بود. بخش عمده فتنه انگيزي‌هاي ضد انقلاب در تبريز هم ناشي از عملکرد حاميان اين حزب و مواضع تفرقه‌افکنانه آنان بود.

حمله به نماز جمعه تبريز و اشغال راديو توسط خلق مسلمان و تلويزيون

در ميان آن همه هياهو، وجود شخصيتهايي نظير آيتالله مدني به عنوان نماينده امام خميني(ره)، در خنثيسازي و افول اين فتنه نقش کليدي داشت. با اين وجود، اين حزب با اقدامات و مواضع خود، خسارتهايي به کشور و مردم تبريز تحميل کرد که در ادامه بررسي ميشود.

 

تخريب مراکز فرهنگي و اشغال راديو و تلويزيون

در 14 ديماه 1358 حزب خلق مسلمان اقدام به تحرک کرد که اين اقدام، با حمله به بيت امام خميني در قم و نيز تصرف صدا و سيماي مرکز تبريز ابعاد گستردهاي يافت. بعد از ظهر همان روز و به دنبال انتشار درگيريهاي قم، تبريز به شدت متشنج شد. در اين روز در سطح شهر شايعهاي پخش شد که در قم به منزل آيتالله شريعتمداري حمله شده است. در پي اين شايعه اعضاي حزب خلق در حالي که عکسهايي از آيتالله شريعتمداري را در دست داشتند، با سر دادن شعار، به سوي سازمان راديو و تلويزيون حرکت کردند و در ساعت 5 بعد از ظهر 14 دي اين محل را به اشغال خود درآوردند.

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، محمد حسن عبديزداني در خاطرات خود در اين رابطه ميگويد: «يکي از روزها که اينها (حزب خلقيها) به قصد تسخير زندان راهي ميشوند؛ سر راهشان برميگردند ساختمان راديو و تلوزيون را تسخير ميکنند. اولين چيزي هم که از تلويزيون خواندند؛ تعطيلي نماز جمعه بود که مردم کفن پوشيدند و بيرون ريختند و رفتند به طرف جايگاه نماز جمعه... در حمله سوم حزب خلق مسلمان به صدا و سيما به من خبر دادند فردي به نام رستمخاني اهل باکو؛ در قم به حضور آقاي شريعتمداري رسيده و با حکم ايشان در راس حزب قرار گرفته و الان در تبريز است. خلق مسلمان اين بار با نيروي متخصص آمده بود و قرار بود رستم خاني با تخصصاش صداي راديو خلق مسلمان را به گوش آذربايجان برساند...»

بنابر گزارش روزنامه اطلاعات، هر چند راديو و تلويزيون ساعاتي در اشغال حزب خلق مسلمان بود، ولي در ساعت 21 همان شب گروه کثيري از مردم در حالي که در پشتيباني از انقلاب و امام خميني شعار ميدادند، راديو و تلويزيون تبريز را از اشغال اعضاي حزب خلق مسلمان خارج کردند. [1]

 

تسخير کميتههاي انقلاب اسلامي تبريز

روزهاي بعد از شهادت آيتالله قاضي، کميتههاي تبريز دو دسته بودند: بخشي از کميتهها دست حزب خلق مسلمان بود و کميتههايي در اختيار نيروهاي انقلابي و ياران امام (ره) قرار داشتند. در آن برهه، ميتوان از تلاشهاي اين حزب براي تسخير کميتههاي انقلاب تبريز و تبديل آن به ابزار پيشبرد سياستهاي حزب خلق مسلمان در جهت رويارويي با انقلاب ياد کرد.

به گفته آيتالله سيد حسين موسوي تبريزي رئيس وقت دادگاه انقلاب اسلامي استان آذربايجان شرقي از 43 کميته موجود در تبريز 35 کميته «کميته آيتالله شريعتمداري» و تنها 5 کميته متعلق به انقلابيون بود. اين حزب همچنين همه ادارات تبريز را به غير از دادگاه انقلاب و زندانها در اختيار گرفت.

محمد حسن عبديزداني هم در خاطرات خود در مورد حمله به کميتهها و تسخير آنها چنين ميگويد: «شبي که خلق مسلمان ميخواست کميته بازرسي ما را که کمي بالاتر از مسجد سيد حمزه بود آتش بزند، من متوجه شدم و از آقاي تهرانچي سرژرست کميته خواستم که آنجا را تخليه کنند و فقط يک نگهبان بماند آن هم بدون اسلحه. فرداي آن روز ريختند و کميته بازرسي را آتش زدند.» [2]

 

اردو کشيهاي خياباني و خسارت به اموال عمومي

حزب خلق مسلمان در تبريز از مردم ميخواست که به شورش اعتراضي آنها بپيوندند. با اين کار قصد داشت به کارهاي خود مشروعت ببخشد. سيد هادي خسروشاهي عضو موسس ولي مستعفي حزب با آيتالله شريعتمداري ملاقات کرد و خواست تا راهپيمايي تبريز را لغو کند ولي شريعتمداري اعلام بيخبري کرد.

از طرف ديگر در تبريز راديو و تلويزيون به تصرف حزب خلق مسلمان درآمد. آنها همچنان به رفتارهاي ضد خلقي خود ادامه ميدادند و تبريز دستخوش ناآراميها و فتنه انگيزيها شده بود.

در تظاهراتهايي که اعضاي حزب برگزار ميکردند با ايجاد رعب و وحشت و چماق به دست موجب تخريب اموال عمومي و آسيب رساندن به نيروهاي انقلابي ميشدند. آيتالله مدني با حضور در مصاحبهاي مطبوعاتي به همراه آيتالله سيدحسين موسوي تبريزي رئيس دادگاه وقت انقلاب اسلامي تبريز گفت: «همه ديدند و شاهدند که اينها (حزب خلق مسلمان) به نفع شاه و بختيار شعار دادند و عکس امام را پاره کرده شيشهها را ميشکستد و هرکس را که ميخواست مغازهاش را باز کند؛ شيشه مغازهاش را ميشکستند...» [3]

 

شهادت مردم بيگناه

حزب خلق مسلمان براي پيشبرد اهداف خود از هيچ اقدامي فروگذاري نميکرد. در اين راستا از کشته شدن مردم عادي يا نيروي نظامي واهمهاي نداشت. در يکي از درگيريهايي که اتفاق افتاد، يازده نفر از پاسداران از سوي عناصر حزب به اسارت و گروگان گرفته شدند. به دنبال اقدامات نيروهاي انقلاب براي رهايي پاسداران زد و خوردهايي رخ داد که در اين ميان هشت نفر مجروح شدند.

حزب ماجراجوي خلق مسلمان با افرادي که از سپاه و جهاد به اسارت گرفته بود، زندان تشکيل داده و به شکنجه آنها ميپرداختند. افراد کميتة ايراني وابسته به حزب خلق مسلمان، عدهاي را در جلوي ساختمان اين کميته به گروگان گرفتند. متعاقب درگيريهاي پيشآمده، 60 نفر زخمي و 5 نفر کشته و حدود 50 نفر دستگير شدند. از ساختمان کميتة ايراني، چندين تيربار و سلاح آرپيجي7 و تعداد زيادي اسلحه به دست آمد. [4]

 

حمله هواداران حزب به نماز جمعه تبريز

يکي ديگر از حربههاي سهمگين حزب خلق مورد هدف قرار دادن نماز جمعهها و حمله به اجتماعات ديني بود. زيرا يکي از برکات مهم و استثنايي پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي، احياي نماز جمعه در سراسر کشور بود.

در اين راستا اين گروه در برهههاي مختلف به جايگاه برگزاري نماز جمعه حمله ميکردند. براي نمونه ميتوان به حمله حزب خلق مسلمان به جلسه نمازگزاران واقع در خيابان راه آهن تبريز اشاره کرد. اعضاي حزب بلافاصه آنجا را به آتش کشيدند. همچنين افراد مسلح مستقر در حزب خلق مسلمان 2 دستگاه خودروي حامل نيروهاي سپاه پاسداران را به رگبار بستند. اين حمله منجر به زخميشدن يکي از پاسداران شد و مهاجمان 11 نفر را نيز به گروگان گرفتند.

اعضاي حزب خلق مسلمان به طرف پاسداراني که براي آزادي گروگانها اقدام کردند نيز تيراندازي کردند که منجر به مجروحيت چند نفر و شهادت 1 نفر شد. محمد حسين عبديزداني در خاطرات خود در اين رابطه  عنوان ميکند: «خلق مسلمان با نماز جمعه مخالف بود و ميگفت امام جمعه تبريز را بايد شريعتمداري تعيين کند. فرداي حمله سپاه به دفتر حزب و محراب سوزي؛ طرفداران خلق مسلمان به نماز جمعه در ميدان راه آهن حمله کردند. از يک طرف ريختند و از طرف ديگر خارج شدند.» [5]

 

آخرين تحركات حزب خلق مسلمان

آشوبطلبان ضد خلق، آخرين تلاشهاي خود را براي ايجاد اغتشاش در تبريز به كار ميگرفتند. آنان براي آنكه نيروهاي خود را در صحنه حفظ كنند، مرتباً شايعاتي مبني بر تسليم دستگاههاي انتظامي، ارسال نيروهاي كمكي از جانب تجزيهطلبان كرد به سمت تبريز و مسائلي از اين دست ترويج ميكردند.

امام خميني(ره) در تاريخ 11/10/1358 طي سخناني از مردم آذربايجان خواستند تا خود را از اين لکههاي آلوده پاک و مبرا نمايند. در روزهاي باقي مانده هر روز عدهاي از نيروهاي انقلاب و نيز آشوبطلبان، كشته، زخمي يا توسط طرف مقابل دستگير ميشدند؛ تا اينكه بالاخره به همت نيروهاي انقلاب طي حملاتي غافلگيرانه و ضربتي به كميتههاي تحت تسلط حزب و نيز ساختمان مركزي حزب در 22 دي 58، اين مراكز خلع سلاح و مجرمين دستگير شدند و به اين ترتيب پس از گذشت11 ماه از پيروزي انقلاب، آرامش در تبريز حكمفرما شد.

*مرکز اسناد انقلاب اسلامي - اسماعيل عارفي

 

پينوشتها:

[1]. بهداروندياني؛ غلامرضا (1398)؛ تاريخ ايران پس از انقلاب اسلامي؛ جلد اول؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

[2]. شاه علي؛ احمدرضا / موحديان؛ احسان (1397)؛ تاريخ تحولات جمهوري اسلامي ايران؛ جلد اول؛ تهرران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

[3]. کردي؛ علي (1396)؛ تاريخ تحولات جمهوري اسلامي ايران؛ جلد دوم؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

[4]. معاونت پژوهش بنياد هابيليان (13949؛ روز شمار وقايع تروريستي ايران سالهاي 1357 و 1359؛ تهران: شرکت تعاوني کارآفرينان فرهنگ و هنر.

[5]. نعلبندي؛ مهدي (1388)؛ اعدامم کنيد خاطرات محمد حسن عبد يزداني؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.