با مطالعه و پژوهش در متون تاريخي و کهن ايران در مي يابيم که حجاب و پوشش قدمت تاريخي در ايران باستان داشته است. سير تطور تاريخي گوياي آن است که در دوره ايلامي (اعيلامي) که زنان جايگاه مهم اجتماعي داشتند اما حجاب کمتر است.
در دوره هخامنشيان نقش زنان اندک اما بر روي قالي پازيريک منسوب به اين دوره سر اندازي مانند چادر ديده شده است که در دوره اشکانيان نقش زنان هم با حجاب مانند شال يا چادر حرير و نازک با سر بند و هم بي حجاب به شيوه يوناني مآبي را مي توان ديد و در دوره ساساني ايزد بانوي آناهيتا با پوشش و بدون پوشش يا با تاج و کلاه و ملکه نيز با تاج و سربند هست.
پيکره ها، نقاشي ها، حجاري ها، سنگ تراشي ها و نوشته هاي باقيمانده از آن دوران حکايت از توجه به امر پوشش توسط زنان در ايران باستان دارد. بر اين اساس بايد گفت تاريخچه حجاب در ايران مانند ساير تمدن هاي باستاني تا هزاران سال قبل از ميلاد مسيح قدمت دارد.
اين تجليات حجاب به گونه اي بوده است که تاريخ نگار و مورخ شهير دنيا، ويل دورانت مولف کتاب تاريخ تمدن معتقد است که حجاب از ايران به کشورهاي ديگر راه پيداه کرده است
« پوشش اقوام ايراني در تاريخ ايران باستان»
استرا بون تاريخ نگار و جغرافي دان معروف يوناني که کتاب جغرافياي او منبع گران بها و سرشاري براي کسب اطلاع و آگاهي از دنياي قديم از جمله فلات ايران و سازمان اجتماعي و فرهنگ و تمدن مردماني که در نواحي مختلف ايران ساکن بوده اند را در خود جاي داده است مي نويسد: «ايرانيان اگر بخشي از بدنشان برهنه باشد آن را بي شرمي مي دانند و هميشه بلند لباس مي پوشند.» (مهرآسا غيبي/ هشت هزار سال تاريخ پوشاک اقوام ايراني -ص 140)
جميز ليور تاريخ نگار مي نويسد: در نقش برجسته هاي نينوا چهره زن ها به ندرت ديده مي شود... و به موجب قانوني که حدود 1200 سال قبل از ميلاد وضع شده بود، زنان شوهردار آشوري در ملاء عام روبنده به چهره داشتند .... و تن پوشش هاي چسبان را نوعي توهين و بي تمدني مي دانستند.
جليل ضياء پور در کتاب «پوشاک باستاني ايرانيان» مي نويسد: طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي ما قبل ميلاد، پوشاک زنان آن دوره از لحاظ شکل (با کمي تفاوت) با پوشاک مردان يکسان است.
ويل دورانت در کتاب تاريخ تمدن مي نويسد: «در زمان داريوش، زنان طبقات بالاي اجتماع جز در تخت روان و روپوش دار از خانه بيرون نمي آمدند. در نقش هايي که از ايران باستان بر جاي مانده است هيچ صورت زن ديده نمي شود.
در موزه لوور پاريس مُهر سنگي استوانه اي مربوط به دوران هخامنشيان است که تعدادي با لباس و تاج و چادر زنان هخامنشي بر مسند شاهانه اي تکيه زده است ..... و نديمه هايش در مقابلش ايستاده اند و سرپوش به سر دارند ...
اين موارد نمونه هايي از وجود فرهنگ پوشش، حجاب و عفاف در ميان جوامع ايراني در طول تاريخ بوده است و اصولاً يکي از
نشانه هاي مليت ايراني همين حجاب و پوشش بوده است.
«حجاب در اسلام»
واژه حجاب هفت بار در قرآن کريم آمده است در آيه 53 سوره احزاب خداوند به مسلمانان دستور ميدهد: « اگر چيزي از زنان پيغمبر (ص) خواستيد از آن سوي پرده بخواهيد.»
در مباني دين اسلام عزيز دو واژه « جِلباب و خِمار « براي تبيين بهتر مسأله حجاب و پوشش به ما کمک مي کند. برابر نظر مفسران و مترجمان جلباب جامه اي است که زن بر خود افکند و همه بدن او را به پوشاند و خمار که سر و صورت را با آن به پوشانند (علامه محمدحسين طباطبايي - الميزان)
سوره نور آيه 31 از لزوم حجاب داشتن زنان سخن مي گويد. اين آيه از دلايل قرآني فقيهان بر وجود حجاب است.
قرآن کريم در اين سوره مي فرمايد:
« به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را (از هر نامحرمي) فرو بندند و پاکدامني ورزند و زيورهاي خود را آشکار نگردانند، مگر آنچه که طبعاً از آن پيداست و بايد روسري خود را بر گردن خويش (فرو) اندازند و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان .... آشکار نکنند.»
مفسران و فقيهان درباره انواع حجاب بحث هاي مفصلي کرده اند که بايد در جاي خود به آن پرداخت. اما آنچه که درباره پوشش زنان بايد مورد توجه قرارداد دو بعد « ايجابي و سلبي» است.
بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و هر دو بعد بايد در کنار هم باشند تا اطلاق «حجاب اسلامي» را داشته باشد.
برخي از مفسران بر اين باورند که در روش قرآن هنگام بيان احکام حجاب، اصولي هم چون آزادي و حفظ کرامت انساني، مدارا، اعتدال و دوري از افراط و تفريط، تشويق و مثبت انديشى مورد تاکيد قرار گرفته است.
استاد شهيد مرتضي مطهري بر اين باور است که مردم ايران پيوند ويژه اي با اسلام داشته اند و آن را با جان و دل قبول کرده اند. (اسلام و مسأله مليت، ص 70).
* علي دارابي
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.