برزخ سه بار در قرآن به کار رفته است، که مفسّران در آيه 23 سوره مومنون در تفسير برزخ، آراي گوناگوني دارند که در اين مقاله به آن پرداخته و ويژگيهاي برزخ و حيات برزخي و شروع و پايان برزخ را از زبان مفسران و متکلمان و فلاسفه اسلامي بررسي ميکنيم.
1 - برزخ در لغت و اصطلاح
برزخ، در لغت به معناي حاجز و جداکننده دو چيز از يکديگر، و در قرآن و احاديث و متنهاي فلسفي و عرفاني به همين معنا، بسيار به کار رفته است؛ مثلاً وسوسه به «برازخ الايمان» (حد واسط کفر و ايمان يا شکّ و يقين) تعبير شده، يا فاصله ميان مرگ و رستاخيز برزخ نام گرفته است.
کاربرد اصطلاحي اين واژه، خصوصاً در منابع ديني به معناي مرحلهاي بين دنيا و آخرت (يا مرگ و قيامت) و در متنهاي عرفاني و فلسفي به معناي عالَمي ميان عقول مجرّد و اجسام مادّي، حايز اهميت است.
2 - برزخ در اصطلاح ديني
برزخ سه بار در قرآن به کار رفته است.
2.1 - برزخ در قرآن
برزخ سه بار در قرآن به کار رفته است، در آيه 53 سوره فرقان؛ آيه 20 سوره الرحمن؛ آيه 23 سوره مومنون
در دو آيه نخست، به معناي جداکننده دو درياي شور و شيرين از يکديگر، و در آيه سوم به مفهوم فاصله ميان مرگ و رستاخيز يا عالمي بين دنيا و آخرت است، در آيه اخير، خداوند پس از نقل قول بدکاراني که پس از مرگ درخواست بازگشت به دنيا و انجام دادن کارهاي نيک دارند، ميفرمايد: «وَ مِنْ وَرَائِهمْ برزَخٌ الي ‘ يَومِ يُبْعَثون؛ و در پشت سرشان تا روز رستاخير مانعي (در راه بازگشت آنها) است.»
2.2 - آراي مفسران در برزخ
مفسّران در تفسير برزخ در اين آيه، آراي گوناگوني دارند، از جمله: حالتي بازدارنده از جبران گذشته؛ فاصله مرگ و رستاخيز؛ مانعي در راه بازگشت به دنيا پس از مرگ؛ حدّ فاصل دنيا و آخرت؛ باقيمانده دنيا تا فرارسيدن قيامت؛ مانعي در راه رسيدن به حالات صالحان؛ مانعي در رسيدن انسان به مراتب بالا در آخرت؛ صورتي ظلماني متناسب با کارهاي ناشايست افراد بشر و مانع بازگشت آنان به حقّ (آخرت) و به اجسام مرکّب (دنيا)؛ فاصله ميان دو نفخه صور؛ اَجل؛ مهلت و قبر، و برخي آن را بر «عالم مثال» منطبق کردهاند، بيشتر مفسران قرآن «وَراء» را در سوره مومنون آيه 100 به معناي «اَمام يعني پيش رو» يا متردافهاي آن دانستهاند، اين نکته را نيز يادآور شدهاند که اين آيه، بازگشت به دنيا را مطلقاً نفي ميکند؛ زيرا با قيام قيامت، افراد زندگي اخروي مييابند.
2.3 - برزخ در روايات
در رواياتي چند، به نقل از امام سجّاد و امام صادق (عليهماالسلام)، گفته شده است که برزخ همان قبر يا کيفر و پاداش ميان دنيا و آخرت است و حضرت علي (عليهالسلام) آن را به «امرٌ بين امرين» تعبير کرده است.
2.4 - ويژگيهاي برزخ در آيات و روايات
ويژگيهاي اين برزخ در چند آيه و در روايات بسياري بيان شده است.
2.4.1 - زندگي در نعمت يا نقمت
بصراحت يا با توجه به توضيحات روايي بر ميآيد که آدميان پس از مرگ به عالمي ديگر ميروند و به مقتضاي آنچه در دنيا کسب کردهاند در نعمت يا نقمت زندگي ميکنند.
2.4.2 - وجود شب و روز
در اين عالمِ برزخ، مانند دنيا و بر خلاف آخرت، روز و شب و آسمان و زمين وجود دارد، هر بامداد و شامگاه مجرمان بر آتش دوزخ عرضه ميشوند ولي به مومنان روزي داده ميشود.
2.4.3 - حيات برزخي
بيشتر مفسّران، دو آيه اول را که از زنده بودن شهيدان و روزي خوردن آنان نزد خدا خبر ميدهد، و يکي از دو بار زنده شدن را که در آيه 11 سوره مومنون آمده راجع به همين عالم پس از مرگ و پيش از قيامت ميدانند، و نيز خطاب پيامبر (صلّياللّهعليهوآلهوسلّم) را به آن عده از سران قريش که در جنگ بدر کشته شدند، از دلايل وجود زندگي برزخي دانستهاند (رجوع کنيد به جنگ بدر؛ همچنين، خطاب حضرت علي (عليهالسلام) به جسد کعب بن سوره، قاضي بصره، و طلحه پس از جنگ جمل، که آنها را «شنوا» خوانده است).
بنابر روايات بسياري، به هنگام مرگ، صورت دارايي و فرزندان و اعمال آدمي در برابر او حاضر ميشوند و با او سخن ميگويند و، پس از مرگ، آدمي از آنچه در اطرافش ميگذرد آگاه ميشود، تشييع کنندگانِ جنازه خود را ميبيند، با آنها سخن ميگويد (اما کسي نميشنود) و صداي پايشان را به هنگام بازگشت از مراسم خاک سپاري ميشنود.
2.4.4 - فشار قبر
در قبر ممکن است، به سبب برخي از گناهان، دچار فشار شود، و بنابر برخي روايات، همه افراد، جز قليلي، گرفتار فشار قبر ميشوند (در روايتي آمده است که مومنان از فشار قبر در اماناند؛ روح در قبر به جسد بازمي گردد و دو فرشته به نزد مرده ميآيند و بازجوي اعتقادات او ميشوند. آنگاه مومناني که، به گفته قرآن، بر عقيده حقّ ثابت قدم مانده باشند، در فضايي به وسعت ديد خود از نعمتهاي بهشتي بهره ميبرند؛ ولي کافران گرفتار عذاب، يا به تعبير قرآن، «زندگي تنگ» ميشوند و دري از قبر آنان به سوي دوزخ گشوده ميشود.
2.4.5 - تجسم اعمال
بنابر بعضي از روايات، مومنان به خوابي آرام فرو ميروند ولي کافران خوابي آزاردهنده همراه با سختيهاي گوناگون آغاز ميکنند، چه بسا مومنان گناهکار نيز عذاب ببينند تا در عالم آخرت پاک باشند. مومن در عالم قبر با عبادات و اعمال نيک خود که تجسّم مييابند انس ميگيرد و به هيچ روي آماده بازگشت به دنيا نيست، بلکه عالم قبر را نسبت به دنيا به منزله دنيا نسبت به دوران جنيني ميداند، روح مومنين به قالبي مانند قالب دنيايي تعّلق ميگيرد و در بهشت (که غير از بهشت آخرت است[40]) آشيان ميگيرد، ارواح مومنان به ديدار يکديگر ميروند و از ارواح تازه وارد، حال آشنايان خود را ميپرسند، برزخيان گاهي بازماندگان خود را در دنيا زيارت ميکنند و از کارهاي نيک بازماندگان، اگر مومن باشند، شاد و اگر کافر باشند حسرت زده ميشوند.
2.4.6 - تکمله مباحث برزخي
در روايتي هم آمده است که روح تا قيامت در دل خاک ميماند و روح افراد دفن نشده را فرشتهاي به خاک ميسپارد، بنابر بعضي از روايات شيعي، سوال و جواب و زندگي برزخي مختص کساني است که داراي ايمان محض يا کفر محض بوده باشند و ديگران حالت بيخبري را ميگذرانند.
بنابر حديثي که کليني نقل کرده است، جسم انسان پس از مرگ متلاشي ميشود و فقط طينتي که از آن خلق شده است به جاي ميماند. در حديثي نيز به روايت ابوهريره به متلاشي شدن بدن و بر جاي ماندن جزئي کوچک از آن به نام «عَجْبُ الذَّنَب» اشاره شده است.
پيامبر (صلّياللّهعليهوآلهوسلّم) قبر را نخستين مرحله آخرت دانسته و بارها از عذاب آن استعاذه کردهاند، در روايات همچنين به برخي کارها که سبب عذاب قبر يا رهايي از آن ميشود اشاره و نمونههايي از عذاب قبر، از قول پيامبر (صلّياللّهعليهوآلهوسلّم) (که خود در معراج شاهد آنها بودهاند) ذکر شده است، ديدار زندگان در حالت بيداري با برخي از پيامبران پيشين، از جمله رسول اکرم (صلّياللّهعليهوآلهوسلّم)، گاهي روي داده است.
در چند روايت نيز به نادرستي اين عقيده تصريح شده است که ارواح مومنان زندگي برزخي را درون چينهدان پرندگاني سبز رنگ در قنديلي به زير عرش ميگذرانند، همچنين بر تعلق روح به جسدي مانند جسد دنيايي تاکيد شده است.
در پارهاي از روايات، محلّ اجتماع ارواح مومنان و ارواح کافران ذکر شده است، همچنين به روايت کليني، در دوران برزخ، روح عذاب ميبيند نه جسم دنيايي.
2.5 - متکلمان و مسائل برزخ
متکلّمان مسائل گوناگون درباره برزخ را، بر اساس روايات، مطرح و نظرهاي مقبول همه فرقهها يا يک فرقه خاص، و نيز اختلاف نظرهاي آنها را به اجمال يا به تفصيل بررسي کردهاند.
بيشتر اين اختلافها، گذشته از تفاوتِ منشا نقلي آنها، به چگونگي دريافت متکلمان از حقيقت انسان باز ميگردد، به گفته صدوق، مفيد، آمِدي، اشعري، بغدادي، تفتازاني و مجلسي، همه مسلمانان (جز برخي از معتزليان آن هم به تبعيّت از ضِرار بن عمرو) درباره سوال و جواب و متنعّم يا معذَّب شدن مردگان در قبر اتفاق دارند، تفتازاني، نصيرالدين طوسي و عضدالدّين ايجي روايات راجع به اين عقيده را در حدّ تواتر ميدانند، عبدالجبّار معتزلي انتساب ضرار بن عمرو را به معتزليان منکر است و در نتيجه معتزله را از اين اتهام مبرّا ميشمارد؛ ولي عذاب و ثواب برزخي را در فاصله ميان دو نفخه صور ميداند.
اشعري و ابن حزم خوارج را نيز از منکران عذاب قبر شمردهاند، همچنان که محقّق دواني اين نسبت را به گروهي از شيعيان داده است.
مجلسي، ضمن نقل اين سخن، با استناد به بيانات صريح متکلمان اماميّه، احتمال داده است که وي معتقدات برخي از فرقههاي منتسب به تشيّع را بخطا از عقايد شيعيان دانسته است.
ابن حزم سوال و جواب قبر را منحصر به روح ميداند و معتقد است که در قرآن بازگشت روح به جسم پيش از رستاخيز بصراحت نفي شده است و روايت صحيحي دال بر زنده شدن مردگان در قبر نيز وجود ندارد.
اما شيخ مفيد زنده شدن مرده را در قبر مقبول اماميه و «اصحاب حديث» (بيشتر اهل سنّت) دانسته و آمدِي نيز آن را به همه امت نسبت داده است، با اين تفاوت که مفيد زنده شدن مردگان را در قبر لازمه عقلي روايات سوال و جواب ميشمارد ولي آمدي بر ظواهر اخبار استناد ميکند.
از قول اشعري نيز برمي آيد که وي همين نظر را داشته و آن را عقيده رايج مسلمانان ميدانسته است، البته موضوع زنده شدن دوباره جسد دنيايي کمتر مطرح شده است.
مفيد و شيخ بهايي بصراحت و آمدي به طور ضمني گفتهاند که روح در عالم قبر به جسدي غير از جسد دنيايي، يعني به «مثال» آن، تعلق ميگيرد.
مفيد به دليل روايات، فقط پيامبران و امامان و احتمالاً شماري از کسان ديگر را از اين قاعده استثنا ميکند و حيات برزخي حجّتهاي الهي را در همين جسم دنيايي ميداند، اما مجلسي معتقد است که، بنابر احاديث، روح نخست به همين جسد دنيايي باز ميگردد و پس از سو ال و جواب و امور ديگر در قالبي مثالي باقي خواهد ماند، ابن حزم به نظر برخي متکلمانِ قايل به تعلق روح به کمترين جزء باقي مانده جسم دنيايي (عجب الذنّب در حديث ابوهريره)، اشاره کرده، اما آن را به لحاظ عدم دلالت روايت بر مقصود نميپذيرد.
اماميه، چنانکه گفته شد، برخلاف فرقههاي ديگر، معتقدند که زندگي برزخي فقط به دو گروه از مردگان، مومنان يا کافران محض، تعلق ميگيرد و ديگر مردگان حالت بيخبري را ميگذرانند، مجلسي و ابن حزم اين نکته را نيز يادآور شدهاند که مراد از قبر در اين باب، چه در روايات چه در اصطلاح کلامي، نه محل دفن مرده بلکه جايگاه روح (برزخ) است، در کتب کلامي اهل سنت، موضوع سوال و جواب از پيامبران نيز مطرح شده است ولي متکلمان اماميه بدان نپرداختهاند.
2.6 - فلاسفه اسلامي و مسائل برزخ
برخي متکلمان و فلاسفه اسلامي در تفسير اقوال روايي مطالبي گفتهاند.
2.6.1 - غزالي
غزالي، [61] پس از نقل اخبار عالَم قبر، ضمن بازگشت روح به جسد دنيايي، از بر جاي ماندن «جزء لايتجزّي» سخن ميگويد و ثواب و عقاب اين دوره را به سه گونه تفسير ميکند و وقوع هر سه گونه را ممکن ميداند، همچنان که اعتقاد به ظواهر اين اخبار را، صرف نظر از تبيين مراد آنها، ضروري ميشمارد، از بيان او اين نکته نيز دستگير ميشود که امور عالم قبر از سنخ امور آخرتاند و به تجربه مادي در نميآيند.
2.6.2 - ملاصدرا
ملاصدرا، پس از نقل چند تفسير فلسفي و عرفاني براي «عجب الذنب»، به پيروي از غزالي ميگويد که پس از مرگ قوّه خيال با نَفس ميماند، در نتيجه، مرده صورتهاي جسماني را درک ميکند و خود را نيز به همان صورت جسماني دنيايي، که بدن مادّي آن در قبر نهاده شده است، تخيّل ميکند و، درست مانند حالت خواب ، ادراکات جزئي خود در عالم غير مادي را به بدن دنيايي نسبت ميدهد، وي سپس يادآور ميشود که مطالب منقول درباره عالم پس از مرگ، بر خلاف پندار برخي مسلمانان، به هيچ روي موهوم نيستند و منکر آنها هم از طريق شريعت منحرف و هم در عرصه حکمت گمراه است، همچنين قبر و برزخ را همان جايگاه نفس انساني پس از مرگ ميداند.
2.6.3 - بهائي لاهيجي
بهائي لاهيجي، به استناد برخي روايات، قايل به ترقّي ارواح در عالم برزخ شده و محيي الدين ابن عربي را نيز با اندکي اختلاف قايل به همين عقيده دانسته است.
2.6.4 - علامه طباطبائي
علامه طباطبائي معتقد است که، طبق روايات، برزخ نمونه و مثالي از قيامت است و نسبت آن به قيامت همچون نسبت خواب است به بيداري، برزخ دنباله حيات دنيايي است، با اين تفاوت که در آن توانايي انجام دادن کار خوب يا ترک کار بد از دست رفته است، به عقيده او، در دوران برزخ پيوند ارواح با عالم ماده يکباره نميگسلد و روايات راجع به اجتماع ارواح در محلي معين از زمين و امثال آن، دالّ بر همين پيوند است.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.