اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

بررسي فقهي و حقوقي حجاب شرعي با رويکردي بر آراي امام خميني (س)

بخش دوم

نويسندگان: - حسين نمازي فر، استاديار گروه فقه و حقوق دانشگاه بين‌المللي امام خميني - صالح سعادت، کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامي

بررسي فقهي و حقوقي حجاب شرعي با رويکردي بر آراي امام خميني (س)

سوم: لزوم حفاظت از عورت

سومين موردي که اين آيه به آن اشاره دارد حفاظت زنان از فرجشان در برابر ديدگان نامحرمان است. البته بايد گفت که مفاد اخبار و روايات وارده اين است که حفظ فرج در هرجاي قرآن به معناي حفظ از زناست. اما در اين آيات استثنائاً به معناي حفظ از نظر و نگاه کردن است. از جمله رواياتي که حفظ فرج را به معني ستر عورت گرفته، روايتي است از امام صادق(ع) که از ايشان در مورد اين آيه «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ...» سؤال شد و فرمودند: هرجا در قرآن کلمه حفظ فرج آمده است مقصود حفظ از زناست جز در اين دو آيه که به معناي حفظ از نظر است. بنابراين مقصود در اين آيات وجوب ستر عورت است و از آنجايي که فقها کل بدن زن را در حکم فرج و عورت زن محسوب ميکنند (و انّ النساء عوره) بنابراين پوشاندن و حفظ کل بدن بر زن واجب است. البته به غير از وجه و کفين که بنابر قول مشهور به واسطه دليل خاص از اين عموم خارج شده است (علامه حلي1410: 31؛ محقق حلي1377: 43). برخي بر اين امر ادعاي اجماع نيزکردهاند (شيخ طوسي 1387 ج1: 87؛ محقق حلي1407 ج2: 101). علامه حلي نيز ادعاي عدم خلاف کرده و مينويسد: «بلاخلاف بين من يحفظ عنه العلم» (علامه حلي1412ج 4: 271) شيخ طوسي در اين مورد مينويسد: «اجمعوا انّ الوجه و الکفين ليسا بعورة لجواز اطهارها في الصلاه» (شيخ طوسي1409 ج7: 429). البته پوشاندن صورت و دستها بر زن در حالت عادي واجب نيست، ولي اگر در دستان و يا صورت زن زينتي باشد، يا نامحرم با قصد تلذّذ يا ريبه به صورت و دستهاي او نگاه کند، بنابر احتياط واجب است که پوشيده شود (طباطبايي يزدي1423: 510). همچنان که از مفهوم عبارات حضرت امام در مسائل 18 و 23 تحريرالوسيله همين نتيجه قابل استنباط است که: پوشاندن صورت و دستها بر زن واجب نيست، مگر در شرايطي که در دستان و يا در صورت زن زينتي باشد، يا نامحرم با قصد تلذّذ و يا ريبه به دستهاي او نگاه ميکند (امام خميني 1379 ج 1 و2: 700-699).

به نظر ميرسد فلسفة استثناي وجه و کفين از قاعده کلي حجاب اين باشد که پوشانيدن اين دو موجب حرج شده و زن چارهاي ندارد که با دو دستش اشياء را بردارد يا بگيرد و همچنين چهرهاش را بگشايد خصوصاً در مقام شهادت و در محاکمات و در ازدواج (زمخشري1407 ج3: 230).

اما دليل خاص فقها برعدم لزوم پوشش صورت و دستها رواياتي است که در اين مورد وارد شده است (حر عاملي1402 ج14: 146-145) از جمله:

الف) روايت مسعدة بن زياد قال: «سمعت جعفراً عليه السلام و سئل عما تظهر المراة من زينتها، قال: الوجه و الکفيّن»، از حضرت دربارة مقداري که زن ميتواند آن را ظاهر کند سؤال شد، حضرت فرمودند: صورت و دستها (طبرسي1383ج4: 138).

ب) روايت ابي الجارود عن ابي جعفر(ع): «في قوله تعالي «ولاَ يُبْدِيْنَ زِيْنَتَهُنَّ اِلاّ مَا ظَهَرَ مِنْها» فهي الثياب و الکحل و الخاتم و خضاب الکف و اللسوار و الزينة ثلاث زينة للناس و زينة للمحرم و زينة للزوج فامّا زينة الناس فقد ذکرناه» حضرت در بيان استثناي «الاّ ما ظهر منها» ميفرمايند: آنچه استثناء شده لباس، سرمه، انگشتر وحناي دست و النگو ميباشد و در ادامه ميفرمايند: زينت سه قسم است: يکي براي مردم، يکي براي محارم، يکي براي زوج. زينت مردم همان است که ذکر کردم؛ يعني همان مفاد استثناء. در نتيجه صورت و دست استثناء شدهاند (حرعاملي1402 ج14: 145).

ج) روايت عايشه: «ان اسماء بنت ابي بکر دخلت علي النبي(ص) ثياب رقاق فاعرض عنها و قال: يا اسماء ان المرأة اذا بلغت المحيض لم يصلح ان يري منها الا هذا و اشار الي وجهه و کفه صلي الله عليه وآله» حضرت به اسماءفرمودند:بدن زن بالغ نبايد ديده شود مگر صورت و دستهايش. روايت صراحت در عدم لزوم پوشش صورت و دست دارد (حرعاملي1402ج14: 172).

د) علاوه بر اينها روايات ديگري وجود دارد که بر جواز نگاه کردن به صورت و دست زن دلالت ميکنند که بالملازمه عدم لزوم پوشش صورت براي زن را ميرساند چون اگر نگاه کردن جايز باشد معلوم ميشود که پوشش نيز واجب نيست (حرعاملي1402 ج14: 231؛ ج2: 712ـ710). براي مثال: «عن مروک بن عبيد عن بعض اصحابنا عن ابي عبدالله عليه السلام قال:ما يحل للرجل ان يري من المرأة اذا لم يکن محرماً؟ قال: الوجه و الکفّان و القدمان» (آلوسي بي تا ج18: 141). حضرت ميفرمايند مرد ميتواند به صورت و دو کف دست و قدمهاي زنان نامحرم نگاه کند.

2ـ اما دومين آيه، آية 59 سوره احزاب ميباشدکه به آية جلباب معروف است. در آنجا خداوند از سر خيرخواهي و رحيميت دستور استفاده از جلباب به عنوان وسيلهاي براي پوشش را به زنان مسلمان ميدهد و ميفرمايد: «يا اَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ و نِسَاِء الْمُؤْمِنينَ يُدْنِيْنَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيْبهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَي أَنْ يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَ کَانَ اللهُ غَفُورَاً رَحيِْماً».[5]علامه طباطبايي در مورد شأن نزول اين آيه مينويسد: در تفسير قمى در ذيل آيه «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» از معصوم نقل کرده که فرموده: سبب نزول اين آيه چنين بود، که زنان از خانه بيرون مى‏شدند تا به مسجد آيند، و دنبال رسول خدا(ص) نماز بخوانند، و چون شب مى‏شد، و زنان براى نماز مغرب و عشاء بيرون مى‏آمدند، جوانان سر راه آنان مى‏نشستند، و متعرض ايشان مى‏شدند، که خداى تعالى اين آيه را نازل فرمودند (طباطبايي 1417 ج16: 339).

واژة «جلباب» در تعيين حدود حجاب، نقش مهمي دارد و بازشناسي دقيق آن به چگونگي بحث در محدوده پوشش تأثير فراواني خواهد داشت. براي جلباب معاني مختلفي در کتابهاي لغت و تفاسير ذکر شده است براي مثال: آنچه از بالا تا به پايين را بپوشاند مانند چادر، يا هرلباسي که زن آن را روي لباسهايش بپوشد مانند روپوش. پس جلباب، ملحفه و لباس بالايي و چادر مانند است، نه فقط روسري و خمار(قرشي 1361: ماده جلباب). برخي گفتهاند جلباب لباسي است واسع که اوسع از خمار بوده و کمتر از ردا، که زن آن را بر سر خود ميپيچد و فاضل آن را بر سينه فرود ميآورد (ابن منظور1405 ج1: 272). پس جلباب، لباس گشاد و پارچهاي است که همه بدن را پوشانده و پوششي است که روي سرتاسر بدن را ميپوشاند (طباطبايي1417 ج16: 339). همچنين گفته شده جلباب به روسري خاصي که بانوان در حين کار خارج از منزل، سر و روي خود را با آن ميپوشانند اطلاق ميشود (شيخ طوسي1409ج 8: 361؛ طبرسي1383 ج7: 578).

روايتهايي هم که واژة جلباب در آنها به کار برده شده بيشتر اين گونهاند: «فليخذ للفقر جلباباً» يا «للفاقه جلباباً» که در تمامي موارد ميتوان جلباب را به معناي پرده در نظرگرفت. براي مثال در اين روايت آمده است: «قال: سلمان فکانّها البسنا جلباب المذلّه» (علامه مجلسي1403 ج10: 55 ح2) جلباب به معني پرده ذلت بوده و در اين روايت نيز: «من القي جلباب الحياء عن الوجهه فلا غيبةله» (علامه مجلسي 1403 ج 75: 233 ح 1) به معني پرده حياء ميباشد... و پرده هم چيزي است که تمامي بدن را ميپوشاند و با اين معني براي جلباب، روايتها جايگاه خود را از لحاظ معني خوب پيدا ميکنند.

با توجه به تمام مطالب فوقالذکر ميتوان گفت که مراد از جلباب در آيه شريفه، از نظر اکثر واژهشناسان و لغويان چادر و يک لباس سرتاسري است که البته در زمانهاي بعدي، به لباس گشادي که بيشتر بدن را در خود ميگيرد و ميپوشاند نيز جلباب ميگفتهاند به طوري که کم کم به هر دو معني گسترش يافته است.

«يدنين» از «ادناء» به معناي نزديک کردن گرفته شده است. در تفاسير آمده که ادناء به معناي نزديک کردن است. براي مثال «ادنايي» يعني مرا نزديک کرد يا هنگامى که روپوش از صورت زنى کنار رود گويند: «أدنى ثوبک على وجهک» صورتت را با لباست بپوشان (طبرسي1377 ج3: 332). معمولاً هرگاه ادناء همراه با «علي» بيايد معناي آويزان و رها کردن ميدهد (آلوسي بغدادي بي تا ج12: 127) که در اين آيه شريفه هم به معني آويختن به کار رفته است. بنابراين معناى کل عبارت اين است که زنها جلباب را به دوش خود بيندازند و صورت و اطراف بدن خود را با آن بپوشانند. به هر حال اگر جلباب را به معني چادر يا پوشش سرتاسري بدن در نظر بگيريم و يدنين نيز به معني آويختن آن بر سر باشد، پس اين آيه درصدد بيان اين نکته است که زنان هرگاه از خانه بيرون ميروند بايد جلباب يا چادري را بر سر بيندازند به صورتي که همه بدن را بپوشاند. اما اين پوشش نيز نبايد صرفاً جنبه تشريفاتي و رسمي داشته باشد. به عبارتي، ظاهراً پوشيده ولي در واقع برهنه نباشند. همچنين اين آيه به يکي از فلسفههاي وجود حجاب نيز اشاره داشته و در مقام تشريع اين حقيقت بوده که زن مسلمان بايد به طريقي در اجتماع معاشرت داشته باشد که حجاب و عفاف او هميشه او را از گزند و شرّ تعرض افراد سودجو و مزاحم در امان نگه دارد. فلذا، بخش عمده تأمين امنيت اجتماعي زنان در گرو داشتن حجاب و پوششي مناسب و در شأن يک بانوي با عفت و مؤمنه است.

نکتة قابل توجه در آيه اين است که خداوند حدود پوششي بيش از آنچه در سوره نور آمده را بيان ميدارد. گويا خداوند براي همسران و دختران پيامبر(ص) و همسران مؤمنين، حجابي کاملتر و با دقت بيشتر را توصيه مينمايد و آن پوششي سرتاسري است که از آن در تفاسير به روپوش يا ملحفه يا چيزي همانند چادر تعبير شده که به وسيله آن به طور سرتاسري اندام زن پوشيده شود و علاوه بر آن، ميگويد که اين پوشش سراسري را رها نکنند، بلکه آن را به خود نزديک کنند و به تعبير ما، خود را به طور کامل بپوشانند تا به عفت و پاکي شناخته شوند و مورد آزار فاسقان قرار نگيرند. اين همان حجاب برتر و کاملتر است که زنان با ايمان که در امر پوشش خود دقت بيشتري دارند آن را رعايت کنند.

ادامه دارد

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.