اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

با 5 گروه مذهبي اسرائيل آشنا شويد

فاطمه عباسي؛ امروزه گروه‌هاي اجتماعي-فرهنگي عمده‌اي يهوديان اسرائيلي را تشکيل مي‌دهند و بر اساس خطوط مذهبي تقسيمات متنوعي دارند. اکثريت اين افراد، مهاجراني هستند که بر اساس قانون بازگشت - سال 1950- به اين منطقه وارد شدند. بر اساس اين قانون، به هر يهودي در جهان، حق مهاجرت و کسب تابعيت اسرائيل داده شده مگر در شرايطي که امنيت يا بهداشت عمومي در معرض خطر قرار گيرد.

با 5 گروه مذهبي اسرائيل آشنا شويد

به گزارش همشهري آنلاين، در اين قانون مشخص نشده که چه کسي يهودي است و همين نا مشخص بودن امکان تفسير به راي را باز گذاشته؛ در طول زمان و طبق يکي از پيوست هاي اين قانون، بستگان نزديک به شخصي که اين قانون بر او منطبق است ـ مانند همسر، نوه و جد ـ نيز توانستند حتي اگر غير يهودي باشند، تابعيت اسرائيل را کسب کنند. اين افراد از سوي دولت به عنوان اسرائيلي شناخته ميشوند اما از سوي رياست خاخام هاي اسرائيل به عنوان يهودي به رسميت شناخته نمي شوند.

رياست خاخام هاي اسرائيل، مرجع تشخيص صحت و سقم يهودي بودن فرد مدعي است و بر اين اساس يهودي کسي است که از مادري يهودي زاده شده يا ازطريق مذهب ارتدکس يهوديان (مذهب رياست خاخام ها)، به يهوديت تغيير دين داده و به دين ديگري نگرويده باشد. با اين حال مذاهب يهودي مختلفي وجود دارد که با توجه به رويکردشان به سنتهاي يهودي و قوانين خاخامي طبقهبندي ميشوند.

حريدي (فراتدکس)، داتي-لئومي (ملي مذهبي-ارتدوکس)، ماسورتي (سنتي-غير ارتدوکس)، و حيلوني (سکولار). بر اساس مطالعه سال 2016 موسسه بين المللي پيو، يهوديان سکولار 45 درصد جمعيت را تشکيل مي دهند. ماسورتي ها يا يهوديان محافظه کار 25 درصد ، ارتدوکسها 16 درصد و فراارتدکسها 14 درصد باقي مانده را تشکيل مي دهند. گستردگياي که نشان دهنده اختلافات عميقي در جامعه اسرائيل است.

يهوديان بسيار مذهبي و سکولار در بخشهاي اجتماعي کاملاً مجزا زندگي ميکنند، با دوستان نزديک نسبتاً کم و ازدواجهاي بسيار اندکي خارج از گروههاي خود. در واقع، مطالعه موسسه پيو نشان ميدهد که يهوديان سکولار در اسرائيل از اين تصور که فرزندشان ممکن است روزي با يک يهودي افراطي ارتدوکس ازدواج کند، احساس ناراحتي بيشتري نسبت به ازدواج فرزندشان با يک مسيحي دارند.

اکثريت قريب به اتفاق يهوديان سکولار مي گويند که اصول دموکراتيک بايد بر قوانين ديني ارجحيت داشته باشد، در حالي که سهم بزرگي از يهوديان افراطي ارتدوکس مي گويند که قوانين مذهبي بايد اولويت داشته باشند. حتي به طور اساسي تر، اين گروه ها در مورد اينکه اساساً هويت يهودي چيست، اختلاف نظر دارند: اکثر ارتدوکس هاي افراطي ميگويند که «يهودي بودن» عمدتاً يک موضوع مذهبي است، در حالي که يهوديان سکولار تمايل دارند بگويند که اين عمدتاً يک موضوع اصل و نسب و/يا فرهنگ است.

تقريباً هشت نفر از هر ده عرب اسرائيلي (79 درصد) مي گويند که در جامعه اسرائيل تبعيض زيادي عليه مسلمانان وجود دارد، مسلماناني که تا حد زيادي بزرگترين اقليت مذهبي هستند. در اين موضوع، يهوديان نظر مخالف دارند اکثريت قريب به اتفاق (74 درصد) مي گويند که تبعيض زيادي عليه مسلمانان در اسرائيل نمي بينند. (بر اساس مشاهدات رسانه اي اين نظرات بعد از 7 اکتبر تغيير کرده ولي هنوز مطالعه اي منتشر نشده است.)

1- حريدي ها: اين واژه به معناي «لرزيدن» يا «ترس از خدا» است. بيشتر حريدي ها زندگي خود را جدا از بقيه جامعه مي گذرانند و يک گروه تندروتر به نام حسيدي هم زير مجموعه اين گروه قرار دارد. به طور سنتي آنها از الزامات نظامي اجباري که ساير شهروندان اسرائيلي با آن مواجه هستند معافند؛ اتفاقي که موضوع مناقشه در سياست اسرائيل بوده است. 83 درصد از حريدي ها موافق حفظ اين معافيت ها هستند، اما کمتر از نيمي از ساير زيرگروه هاي يهودي موافق هستند. آنها کار نميکنند و از طريق کمک هزينه هاي دولتي زندگي خود را مي گذرانند. حريدي ها نسبت به ساير يهوديان از برخي جهات نسبت به دولت اسرائيل ابهام دارند، زيرا معتقدند نبايد قبل از ورود مسيحا يک دولت رسمي يهودي ايجاد مي شد. حريديها نسبت به ساير يهوديان اسرائيلي احتمال کمتري دارند که خود را صهيونيست معرفي کنند.

2- داتيها: تقريباً به اندازه حريدي ها از نظر مذهبي متدين هستند و مطابق با قوانين يهودي در روز شنبه با ماشين، قطار يا اتوبوس سفر نمي کنند با اين حال، گاهي به عنوان يهوديان ارتدوکس مدرن توصيف مي شوند و بسيار بيشتر در جامعه يهودي مدرن ادغام شده اند. براي مثال، براي موفقيت شغلي و سفر جهاني ارزش قائل هستند و مردانشان در ارتش اسرائيل خدمت مي کنند. در بين اين گروه 71 درصد موافق اين هستند که اعراب بايد از اسرائيل اخراج يا منتقل شوند آنها همچنين بيشتر از سه گروه ديگر مي گويند که ساخت شهرک هاي يهودي در کرانه باختري به امنيت اسرائيل کمک مي کند.

4- ماسورتيها: متنوع ترين گروه از چهار گروه يهودي و حد وسط پرجمعيتي بين دو گروه ارتدکس و يهوديان سکولار هستند. مذهب تا حدودي برايشان مهم است و به طور کلي اختلاف نظر بسيار بيشتري دارند. به عنوان مثال، در مورد محدوديت هاي روز شنبه نظرات گوناگوني دارند و دوستان يهودي خارج از گروه خود دارند. طبق بررسي هاي انجام شده در طول زمان، ماسورتي ممکن است تا حدودي در حال کاهش باشد.

5- حيلونيها: به عبارتي افرادي که در ديدگاههاي خود تمايل به سکولار بودن دارند در اين گروه هستند. اين افراد با اختلاف بزرگترين گروه يهودي در اسرائيل هستند که تقريباً نيمي از يهوديان اسرائيل را تشکيل ميدهند. به شدت طرفدار جدايي دين از زندگي عمومي در اسرائيل هستند و اکثريت آنها (59 درصد) مي گويند هويت اسرائيلي را بر هويت يهودي مقدم مي دانند و معتقدند که يک کشور يهودي براي بقاي قوم يهود ضروري است.

 

تنش و اتحاد صهيوني

 

احزاب افراطي ارتدوکس که اکنون از قدرت بيسابقهاي در دولت جديد اسرائيل برخوردارند - و نقشي کليدي در يک طرح بحثبرانگيز براي بازنگري سيستم حقوقي بازي ميکنند - نگرانيهاي اسرائيليهاي سکولار را تشديد ميکنند که شخصيت و آينده کشورشان در معرض تهديد است. دن بن ديويد، اقتصادداني که مدتهاست از رفتار ترجيحي با افراطيهاي ارتدوکس انتقاد کرده معتقد است يارانههاي سخاوتمندانه و قدرت سياسي نمايي از آينده اسرائيل را ارائه ميدهد. وي که رئيس موسسه تحقيقات اجتماعي-اقتصادي در دانشگاه تلآويو گفت: «روزي نميگذرد که ما با تصوير روشني از زندگي تحت اکثريت افراطي ارتدوکس غرق نشويم. سطح تنش بسيار بالاتر است.»

جناحگرايي قبيلهاي يک نيروي متضاد هم دارد: صهيونيسم؛ ايدئولوژي فرهنگي و سياسي که تحت عنوان آزادي ملي از حاکميت جمعي و رنسانس فرهنگي يهوديان در سرزمين اجدادي (!) خود دفاع مي کند.

محققين اسرائيلي، شموئل روزنر و کاميل فوکس آن را فرهنگ مدني «جوزرائيل» مينامند: نوعي يهوديت عمدتاً سکولار و در عين حال نيمه سنتي که زندگي عمومي را در اسرائيل شکل مي دهد. آنها استدلال مي کنند که يهوديان، شهروندان مغروري هستند که به راحتي مي توانند سنت يهودي و مدرنيته را با هم ترکيب کنند. اکثر يهوديان اسرائيلي اگرچه متنوعند و اغلب از درون تقسيم مي شوند، اين ايده را مي پذيرند که در يک آهنگ محبوب که در دهه 1980 نوشته شده بود بيان شد: «من سرزمين (وطن) ديگري ندارم.»

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.