اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

روايت ژاپني از جنگ آمريکا و ايران

آيا ممکن است ابرقدرت 250 سالة جهان دربرابر امپراتوري کهن ايران زمينگير شود؟

در روزهاي اخير، انتشار کتابي با عنوان جسورانه «چرا ايالات متحده از ايران شکست خورد؟» (なぜ米国はイランに負けたのか) از سوي انتشارات معتبر ژاپني «بون‌شون شينشو» (Bunshun Shinsho)، موجي از بحث‌ها را در محافل سياسي و رسانه‌اي ژاپن به راه انداخته است.

آيا ممکن است ابرقدرت 250 سالة جهان دربرابر امپراتوري کهن ايران زمينگير شود؟

 اين اثر که اکنون در صدر فهرست پرفروشهاي آمازون ژاپن قرار دارد، نه يک روايت سياسي احساسي، که تحليل عميقي از سوي يک ديپلمات ارشد و کارکشته است که سالها در متن مناقشات خاورميانه زندگي کرده است. در ادامه به بررسي مستند اين اثر و ابعاد فکري آن ميپردازيم.

 

1. مؤلف؛ نگاهي منحصربهفرد از دل بحران

نويسنده اين کتاب، ميتسوگو سايتو (Mitsugu Saito)، سفير پيشين ژاپن در ايران و عمان است. آنچه اعتبار تحليلي اين کتاب را از ساير آثار مشابه متمايز ميکند، کارنامه ديپلماتيک منحصربهفرد اوست: سايتو تنها ديپلمات ژاپني است که تجربه خدمت همزمان در سفارت ژاپن در ايران و اسرائيل را دارد. او پيشتر نيز مأموريتهاي کليدي در عراق، عربستان، مصر، امارات و نمايندگي ژاپن در سازمان ملل را تجربه کرده است. چنين سابقهاي به او اجازه ميدهد تا مناقشات را نه از منظر يک ناظر دور، بلکه از دريچهاي که هر دو طرف (ايران و اسرائيل) را از نزديک لمس کرده، تحليل کند.

 

2. محور اصلي کتاب؛ «راهبرد نامتقارن» و سقوط «فناوري محض»

نويسنده در پاسخ به پرسش اصلي کتاب، بر مفهومي کليدي به نام «راهبرد نامتقارن» (Asymmetric Strategy) تمرکز دارد. از نگاه سايتو، آمريکا در دو دهه اخير با اتکا به برتري نظامي و فناوري (مانند ماهوارهها، هوش مصنوعي و پاتريوتها) وارد ميدان شده، اما ايران با استفاده از سه مؤلفه اساسي، اين برتري را خنثي کرده است:

1. صبر استراتژيک (Strategic Patience): ايران در مقابل فشارهاي نظامي-اقتصادي، از جنگ فرسايشي و مقاومت بلندمدت بهره گرفته و با پذيرش هزينههاي تحريم، «اراده» خود را به رخ رقبا کشيده است.

2. ژرفاي تاريخي و هويتي: نويسنده به صراحت به تقابل «امپراتوري پارس» (پيشينه تاريخي ايران) در برابر «تأسيس 250 ساله آمريکا» اشاره ميکند و ميگويد که درک ايرانيان از تاريخ و عزت ملي، دستگاه محاسباتي کاملاً متفاوتي نسبت به کشورهاي غربي به آنها داده است.

3. پيکربندي متفاوت تصميمگيري: در حالي که آمريکا و اسرائيل به دنبال «پيروزي زودهنگام و فوري» (Pokémon or short-term strike) هستند، ايران يک «بازي شطرنج» را دنبال ميکند و محاسبات خود را بر اساس دههها و بلکه قرنها تنظيم ميکند.

 

3. چرا آمريکا در عمل «شکست» خورد؟

سايتو استدلال ميکند که موفقيت نظامي (که خود يک مفهوم نسبي است) نبايد با پيروزي سياسي اشتباه گرفته شود. ايالات متحده با وجود هزينههاي هنگفت نظامي، نتوانست به اهداف سياسي اصلي خود در قبال ايران دست يابد؛ از جمله ناکامي در تغيير رژيم، ناتواني در توقف کامل برنامه هستهاي ايران و عقبنشيني از برجام (که بهعنوان يک خطاي استراتژيک بزرگ تحليل ميشود). ايران با مسدود کردن تنگه هرمز به عنوان يک اهرم فشار، استفاده از بازيگران نيابتي در منطقه و مانورهاي سياسي هوشمندانه در عرصه بينالمللي (مانند نزديکي به چين و روسيه)، توانست «ابتکار عمل» را در بسياري از مقاطع از آمريکا بگيرد.

 

4. واکنشها و تأثيرگذاري در ژاپن

دليل تبديل شدن اين کتاب به يک اثر «بحثبرانگيز» در ژاپن، نگاه غيرمعمول آن به قدرت برتر جهاني است. در فضايي که ژاپن بهعنوان متحد استراتژيک آمريکا محسوب ميشود، واکاوي يک شکست پنهان در برابر ايران، چالش بزرگي براي ذهنيتهاي رايج در توکيو ايجاد کرده است. اين اثر به سياستگذاران ژاپني يادآوري ميکند که صرفاً تکيه بر قدرت نظامي در قرن 21، کارايي سابق را ندارد و لازم است روابط خارجي توکيو با تهران بهعنوان يک بازيگر تاثيرگذار منطقه، با ظرافت و پيچيدگي بيشتري دنبال شود.

 

* بهمن اکبري

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.