اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

نمايندة ولي فقيه در آذربايجان شرقي:

از معاني اصلي وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت در اهداف است

به مناسبت روز شهادت استاد حوزه و دانشگاه آيت‌الله مفتح که در تقويم کشور روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاري شده است،

از معاني اصلي وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت در اهداف است

آيتالله سيدمحمدعلي آلهاشم نمايندة ولي فقيه در آذربايجان شرقي، علاوه بر ديدار سرزده و شبانه با دانشجويان ، در مراسمي به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه با حضور دانشجويان و دانشگاهيان سخنراني کرد. در اين سخنراني، آيتالله آلهاشم نکات مهمي دربارة وحدت دو نهاد علمي مهم کشور بيان کردند که متن آن در پي ميآيد:

در ابتدا ياد استاد شهيد آيتالله مفتح را که نماد وحدت حوزه و دانشگاه است، گرامي ميدارم.

طرح گفتمان وحدت حوزه و دانشگاه از انديشههاي حضرت امام راحل ( رضوان ا...عليه)  است. امام راحل چند سال قبل از پيروزي انقلاب ضروري بودن همکاري و همافزايي حوزه و دانشگاه توسط براي رسيدن به افقهايي که بتواند جامعهسازي کند مطرح شده است.

سالروز شهادت آيتالله مفتح در تقويم سال به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه انتخاب شده تا در کنار پاسداشت تلاشهاي آن عالم عامل، انديشههاي او به عنوان دانشوري پيشتاز در يکي از مهمترين راهبردهاي پيشرفت ايران اسلامي مورد بازخواني قرار گيرد، چرا که راهبرد وحدت حوزه و دانشگاه قادر است در بسياري از گلوگاههاي کشور گرهگشا باشد و مسير توسعه را براي آيندة آينده ايران عزيزمان هموار کند.

دانشگاه و حوزه به عنوان دو بال فرهنگي و انديشهورزي، نه فقط هموار کننده مسير توسعه بلکه ترجمان اصالت بخشيدن به راه حلهاي نوين، مسائل مستحدثه و يافتن راهکارهايي براي ايجاد شتاب در پيشرفت کشور هستند.

موضوع وحدت حوزه و دانشگاه از اوايل انقلاب اسلامي به صورت جدي مطرح شد و بارها در کلام امامين انقلاب مورد تاکيد قرار گرفته است که نمونههاي آن موجود است، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه برکات فراواني دارد که خنثي شدن شبههافکني دشمنان، پيشرفت در دو بعد علم و ايمان، پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي و گفتمان عملي حکومت ديني موفق و کارآمد از جملة اين برکات است.

يکي از معاني اصلي وحدت اين دو نهاد يا بهتر بگويم دو بال انقلاب اسلامي (حوزه و دانشگاه)، وحدت در اهداف آنهاست، هدف نهايي اين دو نهاد علمي بايد اقامة دين و امتدادبخشي به توحيد در همة عرصههاي زندگي فردي و اجتماعي، و در نهايت ساخت تمدن نوين اسلامي براي طلوع خورشيد عالمتاب حضرت امام زمان (عج) باشد تا انشاالله شاهد پايان طغيان و بيدادگريهاي آمريکا، اسرائيل و همة مستکبران عليه مظلومان عالم به ويژه مردم مظلوم غزه باشيم.

دانشگاهها بايد در حرکتي مستمر از دانشگاه مبتني بر انديشه جدايي علم و دين و از اصالت ماده و تجربه عبور کنند و به دانشهاي مبتني بر مباني و اصول و ارزشهاي عقلاني و توحيدي و تجارب بشري بپردازند و نظامات پژوهشي و آموزشي خود را متحول سازند. همچنين حوزويان بايد علوم توحيدي خود را براي پاسخ به نيازهاي اين حرکت بزرگ به کار ببندند و به تناسب آن نظامات آموزشي و پژوهشي انجام گرفتة خودشان را متحول کنند.

با وجود تمام تلاشهايي که طي چهار دهة انقلاب صورت گرفته، وحدت حوزه و دانشگاه همچنان با چالشهايي مواجه است. اگر اين چالشها را به طور کلي تقسيمبندي کنيم، ميتوان به سه نکتة آشنايي و پذيرش و تفاوت ساختار اشاره کرد، آشنايي ميان حوزه و دانشگاه در تراز مطلوب نيست. اين سطح از آشنايي براي رسيدن به نتايجي که ما را به اهداف راهبردي وحدت حوزه و دانشگاه برساند کافي نيست، اين آشنايي بايد منجر به خروجيهاي مشترک باشد و بتواند ظرفيتهاي تازهاي را بيرون از مراکز علمي به وجود آورد، ايجاد نهادهايي متشکل از فضلاي حوزه و دانشگاه که اجراي پروژههاي مشترک را در زمينههاي مختلف بر عهده بگيرند، ميتواند در اين زمينه راهگشا باشد.

در بحث پذيرش هم گامهايي برداشته شده و هر دو نهاد البته به صورت نه چندان گسترده، از ظرفيتهاي علمي و روشهاي مطالعاتي و پژوهشي يکديگر بهره بردهاند اين رويکرد در حوزه پذيرفته شده، ولي گسترده نيست. يکي از علل اين عدم گستردگي، به فقدان اعتماد در برخي فرازهاي مربوط به مطالعات علمي است. علت دوّم، متفاوت بودن نظام آموزشي و الگوي تربيت علمي در حوزه و دانشگاه است و سوّم، به زبان متفاوت دو نهاد در تدوين خروجي هاي علمي باز مي گردد. البته در اين عرصه نرمش دانشگاه بيشتر از حوزه بوده است.

يکي از دلايل کند بودن استقرار اصل مهم و راهبردي وحدت حوزه و دانشگاه تفاوت در ساختار علمي و آموزشي است، موضوعي که طي دهههاي گذشته اقدامات فراواني براي رفع و رجوع آن انجام گرفته است. در اين زمينه شاهد برخي تغييرات در ساختار آموزشي حوزههاي علميه و استقرار نظام آزمون در کنار الگوي سنتي آموزش در حوزهها بودهايم. در واقع حوزههاي علميه در ورود به عرصه براي يافتن راه کاري براي رفع چالش پيشقدم بوده است اما دانشگاه کمتر به اين مسئله عنايت داشتهاست.

 شيوهنامة آموزشي در دانشگاهها عموما بر اساس ضوابط مربوط به نهاد مشابه در ديگر کشورها به ويژه کشورهاي غربي است و کمتر ديده شده که دانشگاه تلاشي براي الگوبرداري از نهاد سنتي حوزه علميه که پيوندهاي عميقي با تاريخ و شرع مقدس و سنت هاي ايران اسلامي دارد از خود نشان دهد.

تفاوت ساختار حوزه ودانشگاه، زمينه براي عدم علاقة تربيت يافتگان در دو نهاد نسبت به يکديگر فراهم ميکند و باعث دامن زدن به چالش پذيرش هم خواهد شد.

 برخي به اشتباه معتقدند اگر به حوزويان عنوان و درجه دانشگاهي داده شود، قضيه حل ميشود و موضوع تفاوت ساختار تا حد زيادي برطرف خواهد شد. در حالي که اصولاً مشکل بر سر به رسميت شناختن يا نشناختن شيوههاي آموزش و اعتبار علمي تربيت يافتگان حوزه و دانشگاه است نه درجة علمي و رسمي دانشگاهي که ما بتوانيم با اختصاص آن به افراد براي آنها در محيط جديد اعتبار علمي کسب کنيم.

 به نظر بنده توجه به ساختارها و استفاده از زمينههاي مشترک در اين عرصه ميتواند براي رفع چالشها و حرکت به سوي هدف مشترک باشد، الحمدلله گامهاي زيادي برداشته شده است که لازم است ما به روح بلند شهيد آيتالله مفتح درود بفرستيم و همين طور شهيد آيتالله مطهري که در اين رابطه نقش بسزايي داشتهاند و همين طور توصيهها و رهنمودهاي امامين انقلاب اسلامي که هميشه در اين راستا متذکر بودهاند.

اگر اساتيد ما چه در حوزه و چه در دانشگاه تلاشها و دلسوزي بيشتري داشته باشند، بديهي است که اهداف زودتر محقق ميشود. الحمدلله دانشجويان ما، بهترينها هستند. شما در دانشگاهها شبهاي قدر، ايام اعتکاف، مسابقات قرآني، راهيان نور را ببينيد. و حوزههاي علميه هم که سرشار از نورانيت است و بايستي اساتيد حوزه و دانشگاه، بسط اميد و نشاط را جديتر در کانون توجه و تلاش قرار دهند.

اخيرا به مناسبت روز دانشجو،  شبي سرزده به خوابگاه دانشجويان دانشگاه فرهنگيان رفتم. هر بار به يکي از دانشگاهها ميروم و اين بار به دانشگاه فرهنگيان رفتم، واقعا ديدار شيرين و لذتبخشي بود.دانشجويان عموما و به ويژه دانشجويان سال اول بسيار بانشاط، باانگيزه، خوش برخورد و متواضع بودند. خوابگاههاي دانشگاههاي ديگر هم که رفته بوديم، کم و بيش وضعيت همين بود. اغلب هم بدون اطلاع قبلي به دانشگاهها ميروم. به نظرم اينطوري واقعيتها را بيشتر ميتوان ديد.

به دانشگاه سهند که رفته بودم، سوار قطاري شدم که دانشجويان هر روز با آن تردد ميکنند. در داخل قطار آدم صحنههاي رفتار و برخورد طبيعي دانشجوها را ميبيند.  اينها جوانهاي خود ما هستند و بايستي پدرانه با دانشجويان برخورد کنيد.

اخيرا در فضاي مجازي صحنهاي پخش کردند که نميدانم مربوط به کدام دانشگاه است، از سراسر کشور به من پيام دادند که در تبريز چه خبر است؟ بايد مديريت، تدبير، هدايت و نظارت کرد تا خداي ناکرده اتفاقات سوال برانگيز به وجود نيايد، اميدوارم به اين تذکر برادرانه عنايت بيشتري داشته باشيد که اگر نظارت خوبي داشته باشيم، مشکلات پيش نميآيد.

آنچه مهم است اين است که وحدت در تمام عرصهها، در حوزه و دانشگاه، در خانه و جامعه، وحدت و انسجام ملي و در نهايت وحدت امّت و عدالتخواهان و آزادگان جهان، رمز پيروزي و کليد پيشرفت و تکامل و ترقي است.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.