طرح احياي راهآهن تاريخي حجاز که با هدف اتصال درياي مديترانه به درياي عرب و اقيانوس هند از طريق ترکيه، سوريه، اردن، عربستان سعودي و عمان دنبال ميشود، به يکي از مهمترين پروژههاي ژئوپليتيکي غرب آسيا تبديل شده است.
برآوردها نشان ميدهد اجراي اين کريدور ريلي به سرمايهگذاري حدود 17 ميليارد دلار نياز دارد؛ پروژهاي که هدف آن ايجاد يک مسير زميني جايگزين براي کاهش وابستگي به تنگه هرمز و بازتعريف مسيرهاي تجارت و ترانزيت منطقه است. در صورت تحقق، اين کريدور ميتواند موازنه ژئوپليتيکي و اقتصادي منطقه را تغيير داده، جايگاه ترکيه را بهعنوان هاب ترانزيتي تقويت کند و نقش امارات متحده عربي و حتي اهميت راهبردي تنگه هرمز را تا حدي تحت تأثير قرار دهد.
از راهآهن عثماني تا کريدور ژئوپليتيکي قرن بيستويکم
راهآهن حجاز در ابتداي قرن بيستم به دستور سلطان عبدالحميد دوم ساخته شد. هدف اصلي اين پروژه، اتصال استانبول، پايتخت امپراتوري عثماني، به اماکن مقدس اسلام در حجاز و تسهيل سفر زائران بود؛ هرچند اين خط آهن کارکرد نظامي مهمي نيز داشت و امکان انتقال سريع نيروهاي عثماني به شبهجزيره عربستان را فراهم ميکرد.
ين مسير از دمشق آغاز ميشد و پس از عبور از امان، تبوک و مدينه قرار بود به مکه برسد، اما با آغاز جنگ جهاني اول در سال 1914 عمليات ساخت متوقف شد و خط تنها تا مدينه پيش رفت. طول مسير تکميلشده از دمشق تا مدينه حدود 1300 کيلومتر بود و حدود 400 کيلومتر باقيمانده تا مکه هرگز ساخته نشد.
در جريان جنگ جهاني اول، راهآهن حجاز بارها هدف حملات نيروهاي عرب تحت حمايت بريتانيا و توماس ادوارد لارنس قرار گرفت. پس از فروپاشي امپراتوري عثماني و شکلگيري دولتهاي جديد، استفاده از اين مسير به شدت کاهش يافت و از سال 1920 بخش عمده آن عملاً متروکه شد. امروز تنها بخشهايي از اين شبکه، شامل راهآهن حجاز اردن و خط ريلي انتقال فسفات به بندر عقبه، همچنان فعال هستند.
طرح جديد ترکيه؛ اتصال مديترانه به درياي عرب
دولت ترکيه اکنون با رويکردي متفاوت، احياي اين مسير تاريخي را در دستور کار قرار داده است. بر اساس اظهارات عبدالقادر اورالاوغلو، وزير حملونقل و زيرساخت ترکيه، اين مسير از سوريه و اردن عبور کرده و پس از اتصال به شبکه ريلي عربستان، تا عمان امتداد خواهد يافت تا در نهايت درياي مديترانه را به درياي عرب و اقيانوس هند متصل کند.
همزمان، آنکارا پروژه موازي «جاده توسعه» را نيز دنبال ميکند؛ مسيري به طول 1200 کيلومتر که با مشارکت عراق و سرمايهگذاري امارات و قطر طراحي شده و قرار است خليج فارس را مستقيماً به مرزهاي ترکيه متصل کند.
در کنار اين پروژهها، ترکيه موفق به دريافت 6.75 ميليارد دلار تسهيلات از بانک جهاني براي توسعه زيرساختهاي ريلي و حملونقل خود شده است؛ اقدامي که در کنار توسعه کريدور زنگزور، بخشي از راهبرد کلان اين کشور براي تبديل شدن به مهمترين هاب لجستيکي ميان اروپا، آسيا و خاورميانه محسوب ميشود.
دور زدن تنگه هرمز؛ مهمترين هدف ژئوپليتيکي
يکي از مهمترين اهداف اين پروژه، ايجاد مسير زميني جايگزين براي کاهش وابستگي به تنگه هرمز است؛ آبراهي که بخش قابل توجهي از صادرات انرژي جهان از آن عبور ميکند و طي دهههاي گذشته يکي از مهمترين نقاط فشار ژئوپليتيکي در منطقه بوده است.
اتصال بنادر عمان به شبکه ريلي ترکيه از طريق عربستان، اردن و سوريه، امکان انتقال بخشي از کالاها را بدون عبور از تنگه هرمز فراهم ميکند. هرچند اين مسير از نظر ظرفيت قابل رقابت با حملونقل دريايي نيست، اما از منظر راهبردي ميتواند وابستگي کشورهاي منطقه به مسيرهاي سنتي را کاهش داده و گزينهاي جايگزين در شرايط بحران ايجاد کند.
عمان؛ رقيب جديد جبلعلي
در صورت اجراي اين پروژه، عمان ميتواند به يکي از مهمترين برندگان آن تبديل شود. بندر راهبردي دُقم، که طي سالهاي اخير سرمايهگذاري گستردهاي براي توسعه آن انجام شده، ظرفيت تبديل شدن به نقطه آغاز اين کريدور زميني را دارد.
در مقابل، بندر جبلعلي در امارات که تاکنون مهمترين مرکز توزيع کالا در خليج فارس بوده، ممکن است بخشي از مزيت رقابتي خود را از دست بدهد. در حال حاضر بخش عمده تجارت ميان اروپا، آسيا و کشورهاي عربي از طريق بنادر امارات انجام ميشود، اما ايجاد مسير مستقيم عمان- ترکيه ميتواند بخشي از جريان کالا را به سمت اين کريدور هدايت کند.
به اين ترتيب، نقش امارات بهعنوان هاب انحصاري لجستيکي منطقه با چالش روبهرو خواهد شد؛ هرچند برتري حملونقل دريايي از نظر هزينه و ظرفيت همچنان حفظ ميشود.
رقابت با کريدورهاي جهاني
احياي راهآهن حجاز را بايد در چارچوب رقابت گسترده ميان کريدورهاي بينالمللي ارزيابي کرد. طي سالهاي اخير، پروژههايي مانند کريدور هند- خاورميانه- اروپا (IMEC)، کريدور مياني، کريدور شمال- جنوب، کريدور زنگزور و جاده توسعه عراق همگي با هدف تغيير نقشه تجارت جهاني مطرح شدهاند.
برخي تحليلگران معتقدند راهآهن حجاز ميتواند جايگزين بخشي از کارکردهاي کريدور IMEC شود؛ پروژهاي که با حمايت هند، آمريکا، امارات و اسرائيل طراحي شده بود. از اين منظر، احياي اين مسير تاريخي نهتنها يک پروژه حملونقلي، بلکه بخشي از رقابت قدرتهاي منطقهاي براي شکلدهي به نظم جديد ژئوپليتيکي غرب آسيا محسوب ميشود.
پيامدهاي احتمالي براي ايران
از منظر ايران، اين پروژه ميتواند پيامدهاي اقتصادي و ژئوپليتيکي قابل توجهي داشته باشد. مهمترين پيامد، شکلگيري يک مسير ترانزيتي ميان خليج فارس و اروپا بدون عبور از خاک ايران است؛ موضوعي که ميتواند بخشي از درآمدهاي بالقوه ترانزيتي کشور را تحت تأثير قرار دهد.
همچنين، توسعه اين مسير به معناي کاهش نسبي اهميت راهبردي تنگه هرمز خواهد بود؛ هرچند ظرفيت آن به هيچ وجه قابل مقايسه با مسيرهاي دريايي نيست.
از سوي ديگر، اين پروژه همکاري ميان ترکيه، عربستان، اردن و عمان را تقويت کرده و در صورت بازگشت ثبات به سوريه، يک محور جديد اقتصادي و ترانزيتي در غرب آسيا شکل خواهد گرفت؛ محوري که ايران در آن حضور ندارد و همين مسئله ميتواند رقابت کريدوري در منطقه را تشديد کند.
منبع: اقتصاد24
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.