اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

عضو هيئت علمي دانشگاه باقرالعلوم:

لزوم احياي کارکردهاي مسجد و ايجاد فضاي استدلالي و گفتماني براي جوانان

همانطورکه گفته شد، مردم مشکلات خود را در مسجد حل مي‌کردند، اين مسئله نشان مي‌دهدکه علاوه بر مردم عادي، مسئولاني هم در مساجد حضور داشتند که به مشکلات مردم رسيدگي مي‌کردند، نظر شما در اين باره چيست؟

لزوم احياي کارکردهاي مسجد و ايجاد فضاي استدلالي و گفتماني براي جوانان

بله؛ در روايت داريم که اهل مسجد نجباي هر قومي هستند و نجيبان يک شهر، منطقه و يا محله، افراد نخبه و فرهيختهاي هستند که رفتارهاي مسئولانه دارند، هيجاني نيستند و افراطي عمل نميکنند، چون در مسجد ياد گرفتند که مسئولانه حرف بزنند و عمل کنند.

البته شايد مسئولان بيشتر از مردم نياز داشته باشند که در مسجد، تربيت ديني ياد بگيرند. امروز نوک پيکان آسيبها متوجه مردم نيست، مسئولان ايام انتخابات به مساجد آمده و اعلام ميکردند که حضور در انتخابات واجب شرعي و وظيفه اجتماعي است، اما هيچ وقت مسئولي بعد از انتخابات به مسجد نيامد که درباره عملکردش به مردم جواب دهد. کانديداها در زمان انتخابات در مساجد حضور مييابند، تبليغ ميکنند و وعده ميدهند، اما چند درصد آنها بعد از انتخابات براي مسئوليتي که گرفتند، پاسخگو هستند.

ما هنوز هم ميگوييم مردم بايد مواظب دشمن باشند و اعتراضات بايد منطقي باشد، اما مسئولان هم بايد به وظيفه خود عمل کنند. اگر مسئولان به لحاظ لغوي مسئول بودند و خود را در معرض سؤال قرار ميدادند، به جاي اينکه در فضاهاي هيجاني مثل ورزشگاه بروند و با بستن پارچه به دست، نمادسازي کنند، به مسجد که جمع نخبگاني و نجبايي است، ميرفتند، و نسبت به سؤالات و مطالبات واقعي و اصلي مردم پاسخگو بودند، شايد امروز شاهد اوضاع بهتري بوديم. ما عامدانه به فضاهاي نامطمئن، هيجاني و آسيبپذير، اعتبار و شهرت داديم و نسبت به نخبگان، صاحبنظران و منتقدان واقعي جامعه بيمهري نموديم.

مسجد جاي سوت و کف نيست، جاي استدلال و برهان است. جاي ذکر و ورد هم نيست. فرق حسينيه با مسجد همين است، در حسينيه ذکر خوانده ميشود اما تربيت جمعي در مسجد اتفاق ميافتد، در مسجد، هر فردي نقش خود را دارند و نقشهاي همه تعريفشده و مسئولانه است.

 شما اشاره و نقدهايي به ساخت حسينيه، تکيه، مصلي و غيره در کنار مساجد داشتيد، آيا اين نهادها به کاکردهاي مسجد کمک نميکنند؟

 

متأسفانه تحول در معماري معارف اسلامي در برخي قسمتها فاجعهآميز است. در فقه اسلامي، مصلي جايي است که در آن نماز عيدين يعني فطر و قربان و گاهي هم که خشکسالي باشد، در آن نماز باران خوانده ميشود. در مصلي هر ساختوسازي مکروه است، يعني بايد زمين مسطحي باشد، نه سقف داشته باشد و نه ديوار، ما نماز جمعهاي را که بايد در مسجد جامع يا مسجد جمعه خوانده ميشد، را به جاي ديگر منتقل کرديم. اگر ما به مردم آدرس اشتباه نميداديم، اماکن ديگر غير از مسجد را تبليغ نميکرديم، مراسم ديني و نماز جمعه را در مسجد برگزار ميکرديم، کارکردهاي مسجد تا حدودي احيا ميشد. امام جمعهاي که بيست وعده در مسجد جامع سخن مردم را بشنود و در ميان مردم باشد و يک وعده در خطبه جمعه به ارشاد بپردازد، توفيق بيشتري براي خدمت خواهد داشت. مساجد تنها تربيون بيان تکاليف مردم در مقابل حکومت نيستند، بايد ياد ميگرفتيم که در مسجد بايد پاسخگوي نيازها و مطالبات هم باشيم. آن وقت حرف چنداني براي ابراز آن روي در و ديوار باقي نميماند.

 

قرن چهارم و پنجم قمري در واقع عصر طلايي و شکوفايي تمدن اسلامي بود و مساجد همانند دوران پيامبر گرامي اسلام محل تدريس و کسب علم و انديشه اسلامي بود. آيا ما ميتوانيم از آن دوره الگوبرداري کنيم؟

 

دوران طلايي بودن قرن چهارم و پنجم را نميتوان به اين شکل پذيرفت؛ اينکه بگوييم گذشته خوب بوده الان بد است، برداشت درستي نيست. قرن چهارم که دارالعلمها، بيت الحکمهها، نظاميهها و مراکز علمي در آن دوره ارتقا و رونق پيدا کرد و تمدن اسلامي شکوفا شد، همين دوره، مناقشات فرقههاي مذهبي و درگيريها  بين شيعه و سني، تخريب قبر ابوحنيفه و متقابلا حرم امام موسي کاظم عليهالسلام صورت گرفت، بنابراين هر آنچه که در قرن چهارم و پنجم رخ داد، نميتواند الگوي ما باشد، ميتواند هم الگو و هم عبرت باشد. يعني نقاط قوت را ياد بگيريم و نقاط ضعف را تکرار نکنيم.

 

ما ميخواهيم مسجد محلي براي گفتمان جوانان باشد تا خواستهها، انتقادات و اعتراضات خود را در مسجد مطرح کنند؛ چه راهکارهايي را براي تحقق اين امر پيشنهاد ميکنيد؟

 

اگر مسئولان به مسجد بيايند، مسجدي که قوانيني دارد نه ميتوان در آن فرياد زد، نه دروغ گفت، همه چيز بر اساس تعهد و مسئوليت است و فضاي مناسب و استدلالي براي گفتگو وجود دارد، طبيعتا خيلي از حرفهايي که در خيابان با شعار و دروغ و غيره گفته ميشود، در مساجد بدون اين پردههاي گمراهکننده ميتوان در ميان گذاشت، يکي از راهکارها همين است، يعني برگشتن به فضاي استدلالي، منطقي، مطمئن، بدون هيجان و تشتت که در مسجد شرائط نسبي آن محقق است.

چه بسا افراد چه در ميان گروههاي معارض و چه در طبقه حکمران از فضاي غيراستدلالي منتفع باشند، آنها که قادر به استدلال نيستند و نميتوانند حرف منطقي بزنند، اقدام به تخريب ميکنند، شنيدن صداي اين فرد هم مشکلي را حل نميکند، چون رسيدگي به خواسته آنها، هم به منطق خشونت مشروعيت ميبخشد و هم منتقدان معتدل و معقول را به حاشيه ميراند. ما بايد در طيف معترضان هم به افراد نخبه و صاحب فکر بها دهيم و سخنان آنها را بشنويم، در مساجد صدر اسلام اين فضا مهيا بوده و الان نيز بايد مهيا باشد.

امام علي عليهالسلام وقتي در مسجد کوفه خطبه ميخواندند، خوارج شعار «إِنِ الْحُکْمُ إِلّا لِله» سر ميدادند، حضرت هم به آنها اجازه اعتراض و مطالبه دادند و حتي به صورت نسبي شعار آنها را تاييد کرده، هر چند که فهم آنها از اين شعار را اشتباه اعلام نمودند. امام جواب خوارج را ميدادند که حکم و امر خدا و امر حکومت چيست و حکومت بدون  حاکم نميتواند ادامه پيدا کند. تا زمانيکه مطالبهگري قاعده معقولي را دنبال ميکرد، حضرت خود را نسبت به آن مسئول ميدانست. اما زمانيکه واقعه حروراء و کشتن مردم بيدفاع و زنان باردار توسط خوارج اتفاق افتاد، امام علي عليهالسلام به مصاف با ايشان رفته و آنها را سرکوب نمودند.

منتقدان و به ويژه حکمرانان بايد مراقبت کنند که فضاي انتقاد و مطالبهگري، فضايي معقول و مسئولانه باشد و چنين فضايي حداقل در مراحل نخست، در مساجد قابل تدارک است. در تاريخ معاصر نيز بارها اين موضوع مورد غفلت قرار گرفته است. در عصر مشروطه، وقتي مردم در مساجدي چون مسجد جامع تهران، مسجد شيخ عبدالحسين، سپهسالار و مسجد خازن الملک نسبت به مفاسد و استبداد شاهان قاجار مطالبهگري کردند، اما پاسخي جز بيتوجهي و حتي خشونت نديدند، اجتماعات به خيابانها و ميادين و حتي به سمتوسوي سفارتخانههاي عثماني و انگليس کشيده شد. آن وقت مشروطهخواهي از مسير زلال خواست و هويت اسلامي-ايراني به سمت و سوي ديگري کشيده شد.

تا وقتي مساجد محله و بازار و جامع به عنوان مجمع و دارالشوراي واقعي محلات و شهرها تلقي گردند و نماينده واقعي نظر و رأي مردم بوده و تبديل به کارگزاران احزاب نشوند، خواهند توانست نقش مؤثري در تنظيم روابط دولت و ملت داشته باشند، اما وقتي فضاي مسجد به هم خورد، چه معترض خارج از مسجد شلوغ کند و چه مسئول در مسجد جوابگو نباشد، شرايط سختتر ميشود و هر دو طرف ترغيب ميشوند که در کف خيابان و در اشکال ديگري به گفتگو بپردازند. شرائطي که در آن هم مدعيان و هم شعارها مشوش، مخدوش و نامطمئن خواهند بود.

مسئولان بايد از خود شروع کنند؛ حضور و پاسخگويي مسئولان در مسجد شرط لازم و پيشنياز حضور منتقدان است. نه اينکه مسجد، سالن اجتماعات در شب انتخابات باشد، بلکه گفتمان حاکم همواره در کنار مردم باشد.

 

حضور اجتماعي اقشار مختلف مردم در مساجد چه تأثيري بر جامعه دارد؟

 

شما در هيج مسجدي نميتوانيد تفکيک سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايجاد نماييد. در صف جماعت هيچ ملاک و محدودهاي بين مردم نيست و کودک و پير، پولدار و فقير و همه همه در کنار هم مينشينند، براي اينکه همه صدا و حرفهاي همديگر را بشنوند. بدين شکل در مسجد ناخودآگاه بسياري از مشکلات حل و فصل ميشود. لازم به ذکر است که بسياري از مشکلات از کمکاري يا فساد ايجاد نميشود، بلکه از بياعتمادي مردم به حکمرانان سرچشمه ميگيرد. رسول گرامي اسلام صلّياللهعليهوآله آن زمان که خواستند دعوت الهي خود را آشکار کنند، با ادله عقلي و نقلي کلامي شروع نکردند، از برهان نظم يا عليت نيز شروع نکردند، بلکه از اعتماد شروع کردند. اينکه «اي مردم آيا به من اعتماد داريد و آيا از من دروغي شنيدهايد؟»، «اگر شما را از خبري مهم آگاه نمايم، آيا خواهيد پذيرفت؟». در عيد غدير خم نيز با همين ادبيات به موضوع امامت پرداختند و اين اعتماد در عصر حاضر صرفا با مقايسه کردن شرايط مادي مردم و آمارها با دوره طاغوت ايجاد نميشود، بلکه همراهي و در ميان مردم بودن هم ضرورت دارد و مسجد بهترين فرصت براي چنين هدفي است.

مسجد وابسته به هيچ حزبي نيست و حتي وابسته به دولت هم نيست. مسئولان نميتوانند مسجدي را ببندند و يا امام جماعت آن را عزل و نصب کنند. تصدي امامت مسجد نيازمند دارا بودن سطحي از تقوا و از همه مهمتر زيست پاک اجتماعي است. و چنين شرايطي صرفا با احکام و اسناد رسمي احراز نميگردد. از اين رو عزل و نصب ائمه جماعات از سوي يک نهاد، نقش مؤثري در بياعتمادي مردم خواهد داشت. مردم بايد مسجد و امام آن را محل امن و مدافع حقوق ديني و دنيوي خود بدانند.

امروز شرايط سياسي که در جامعه ميبينيم، يکي از پيامدهاي منفي خالي شدن مسجد است و اگر به همين منوال پيش برود، هر حادثهاي که در جامعه پيش ميآيد، ميتواند دشمن را عليه ما فعال کند. وقتي جامعه انسجام نداشته باشد، با يک حادثه هيجاني افراطي و يا روايت دروغ، تک تک اخبار را تبديل به گلولههاي فلج کننده ميکنند. گلولهاي که در ابتدا نظام سياسي و اجتماعي و در مرحله بعد سعادت جامعه را نشانه خواهد رفت. حکمرانان ميبايست آستانه تحمل خود را در مساجد بالا ببرند و شنيده شدن مطالبات را از مساجد مغتنم شمرده و حتي آن را تشويق و حمايت نمايند. به نحوي که هر منتقدي حتي اگر اعتقادي به مسجد ندارد، چارهاي جز مسجدي شدن نداشته باشد؛ يعني فکر و ادبيات خود را اصلاح و معقول سازد تا بتواند از رسانه مسجد به مطالبهگري بپردازد.

 

نظر شما درباره مساجد جامع و تأثير آن بر انسجام اجتماعي چيست؟

بر اساس روايات اسلامي، ثواب مسجد محله، مسجد شخصي، مسجد بازار و مسجد جامع بيان شده، اگر بپذيريم که ثوابها متأثر از يک منطق عالي در نظام معرفتي است، آن وقت درخواهيم يافت که مساجد جامع عاليترين نهاد اجتماعي، ديني و سياسي هر شهر خواهد بود، البته به شرطها و شروطها. 

مساجد محله يا بازار ممکن است نماينده يک منطقه يا صنف اجتماعي باشند، اما مساجد جامع عصاره نخبگان يک شهر است. متنوعترين، واقعيترين، معقولترين و وجيهترين و مردميترين اجتماع در هر شهر که ميتوان نظر آنها را نظر شهر دانست. رضاي آنها رضاي شهر و اعتراض آنها اعتراض ساير شهروندان خواهد بود. در گذشته نيز حکمرانان و امراي هر شهر ميبايست امامت مسجد جامع را نيز عهدهدار باشند، تا هم در ميان مردم باشند و شرايط جامعه را بيواسطه مشاهده نمايند و هم سخنان سياستگذاريهايشان بيواسطه به اطلاع مردم رسانده شود.

مساجد جامع ملاک مشروعيت و مقبوليت حکمرانان نيز بود. چه اينکه خطبهخواني به نام خليفه يا امير در هر شهر و موافقت مردم با اين امر تعيينکننده مشروعيت حکومت در آن شهر بوده و هر زمان که مردم از اين امر سرباز زده و يا تنها به اجبار چنين امري تحقق مييافت، به اين معنا بود که جايگاه حکمرانان در اين شهرها از شرايط مطلوبي برخوردار نيست. مساجد جامع عاليترين پارلمان هر شهر و معتبرترين رسانه براي مبادله اخبار و اطلاعرساني مناسبات و احکام بود.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.